براى اينكه سوىهائى كه مىشود در آنها رفت بىپايانند .
علاوهبرآن دانستن اينكه بايد با يك توانائى كارهاى گوناگون انجام گردد ، دانشى ضرورى است ، و اگر در آن شك بياوريم بدان مىكشد كه در همهء چيزهائى كه به حكم خرد بايد چنان باشد ، شك كنيم ، و به شك كردن در همهء دانستنىهاى آشكار خواهد انجاميد ، و اين نشدنى است .
علاوهبرآن هرچيزى از راه عادت پديد آيد ، مىشود كه در زمانها و شهرها و بر پارهاى از روىها گوناگون شود ، و مىبايست روا باشد كسى در پارهاى از ديار فرسنگها به راست برود ، و نتواند يك وجب با نبودن چيزى كه از او جلوگيرى كند به چپ برود ؛ و ميان مردم كسى باشد كه هزار رطل با خود ببرد و نتواند يك رطل را با خود ببرد ، و همهء اينها بيهودهاند .
و دليلى كه از نادرستى اين سخن پرده برمىدارد ، اين است كه دانشها و ارادهها و باور كردنها چون رواست به همهچيز وابستگى پيدا نكند ، مىشود ميان مردم كسانى باشند كه چيزى را بدانند و چيزهاى بسيارى را ندانند ، يا كارهاى بسيارى را اراده كنند ، و چيزى كمتر از آن را اراده نكنند ؛ زيرا دانستن و باور كردن و اراده كردن ، به يك چيز وابستگى مىيابد و به چيزى كه به مانند آن باشد وابستگى نمىيابد ، و شهوت در اينكه به همه چيز وابستگى پيدا مىكند و پراكندگى دارد به مانند توانائى است ؛ زيرا روا نيست يكى از ما به چيزى اشتها داشته باشد و به مانند آن يا چيزى از آنكه صفتهاى ديگر دارد اشتها نكند .
دليل ديگرى كه نيز مىرساند قدرت به دو ضد يا چيزهاى ناهمانند اگرچه متضاد نباشند وابستگى پيدا مىكند ، اين است كه آشكار مىدانيم ، كارهائى كه به دست مىگيريم پيرو انگيزهها و آهنگهاى ما مىباشند ، و برابر با آنها انجام مىگردند .
و اگر توانائى به كارى ويژگى داشته باشد ، و به آنچه همانند يا ضد آن است وابستگى پيدا نكند ، كارهامان بر انگيزهها و گزينش ما باز نمىايستد ، بلكه مىبايست از توانائى و چيزهاى وابسته به آن پيروى كنند ، و بايد شدنى باشد كه انگيزهء كسى
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 304
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٣٠٤