تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
جلوگيرى كند . و نيز مىبايد از هريك برآيد انواع چيزها را كه جسمها و رنگ‌ها باشند ، موجود گرداند و همهء اين‌ها سخنان نادرستى است . و نيز مىبايد هرپاره از او بتواند كار انجام بدهد ؛ براى اين‌كه صفت خود ، بودن به هريك از پاره‌ها برمىگردد ؛ و اين قضيه با آنچه ثابت كرديم كه همهء اين پاره‌ها رو هم كار انجام مىدهند ، نه يكايك آنها ، درست نمىآيد . و نيز مىبايست ، هركس كه بر كارى توانا باشد ، بيرون شدنش از آن توانائى محال باشد ؛ زيرا نمىشود ، چيزى ، از صفتهاى وابسته به خود ، بودن بيرون شود . و نمىشود از عهدهء كارى برآمدن ، از صفت خود ، بودن ، نباشد ، و به واسطهء صفت ديگرى كه علت آن گردد هم نباشد ؛ براى اين‌كه هرچيزى چنين باشد ، بايد علتى داشته باشد ، و هيچ‌چيز ممكن نيست آن را فراهم كند به جز زنده بودنش ؛ و اگر زنده بودن ، توانائى داشتنش را فراهم كند مىبايست همهء زنده‌ها بر همه كار توانا باشند ؛ و بايد هر موجود زنده‌اى بر كارهاى بينهايت توانا باشد ؛ زيرا شماره داشتن كارهاى توانستنى ، جز به واسطهء اندازه داشتن توانائى نيست . و بايد از هرزنده‌اى برآيد كارى در غير خود بىواسطه آغاز كند « 1 » ، براى اين كه با صفت توانائى نمىتوان در غير خود بدون واسطه كارى آغاز كرد . و نيز بايد بتواند همه نوع چيزها را به وجود آورد ؛ براى اين‌كه صفت توانائى پاره‌اى از كارها را به انجام دادن ويژگى مىدهد . و به همهء اين دليلها نمىتوان گفت : توانا بودنش به واسطهء انجام‌دهندهء ديگرى است . و نيز هيچ‌چيز جز به وجود آمدن يا صفتى كه پيرو آن باشد به انجام‌دهندهء
هامش
( 1 ) ان يصح منه الاختراع ، و الاختراع ابتداء القادر الفعل لا فى نفسه ( اصطلاحات كلامى از شيخ طوسى ص 150 )
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 299 | الشيخ الطوسي / عبد الحسين مشكوة الدينى