اول : اما دليل بر اينكه هريك از ما توانائى دارد - بر آنگونه است كه در باب صفتهاى خداوند آشكار كرديم و گفتيم : يكى از دو كس كه انجام دادن كارى از او برآيد با ديگرى كه از عهدهء آن كار برنمىآيد مىبينيم كه آنها جدا از يكديگرند ، و آشكار كرديم كه اين جدائى ناگزير به همهء شخص رو هم نسبت داده مىشود نه
هامش
- بر خلاف همهء اين عقايد معتزله برآنند كه انسان داراى قدرت است و همهء كارهاى ارادى مستقلا به قدرت خود او انجام مىگردد ، سپس در اين اختلاف دارند كه اين قضيه آيا با دليل ثابت شده است و يا خودبهخود آشكار است و نيازى به دليل ندارد ابو الحسين خواجه نصير طوسى عقيدهء دوم را پذيرفتهاند . ( ص 189 كشف المراد ) ( از خواجهء طوسى و علامهء حلى )
اعمال توليدى تا اينجا عقايدى بود كه دربارهء حركت دست و پا و اندامها اظهار شده است و سپس اختلاف ديگرى دربارهء نتايج حركت دست و پا و اندامها حاصل شده است ، و حركت اندامها را كار بالمباشره و نتايج آن را كار متولد مىگويند و عقايدى كه در اين باب به ما رسيده از اين قرار است :
الف - بيشتر معتزله برآنند كه كار متولد از خود انسان سر مىزند مثلا نوشته كه بر صفحهء كاغذ نقش شده و نتيجه حركت دست است عمل انسان است .
ب - معمر مىگويد حركت و اراده كردن كار خود انسان است اما نقش روى كاغذ كار طبيعت است .
ج - ابو اسحق نظام مىگويد اراده از قلب و حركت از روح كه در همهء بدن است ، سر مىزند ، اما نوشته را خداوند متناسب با طبيعت محل كار به وجود مىآورد .
د - ثمامه بن اشرس مىگويد حركت اندامها كار خود انسان است اما نوشته كه در خارج از بدن پديد مىآيد كار هيچكس نيست و خودبهخود پيدا مىشود .
ه - اشاعره كار نوشتن را كه متولد است و حركت كردن دست را كه كار بالمباشره است هردو را كار خداوند مىدانند ( كشف المراد ص 192 ) چاپ محمدى قم
.