1 سخن در اين كه با فراهم بودن چيزهاى « 1 » لازم كار هركسى با توانائى خودش و از خود او سر مىزند
فصل در اينكه توانائى انسان به انجام دادن هريك از دو ضد وابستگى دارد « 2 »
اين فصل به روشن كردن چيزهائى نياز دارد :
1 - يكى اينكه از هركس كارى برآيد بر آن توانا مىباشد .
هامش
( 1 ) عبارت متن اين است : الكلام فى الاسطاعة ؛ و استطاعت چنين تعريف شده است :
هو التمكن من الفعل بوجود جميع ما يحتاج اليه الفعل و الفاعل ، ان كان مما يحتاج اليه ( اصطلاحات كلامى از شيخ طوسى و ديگران ص 153 ) .
( 2 ) از آنچه در فصل پيش گذشت و از مطالب اين فصل چنين برمىآيد كه فصل پيش برود كسانى بود كه قدرت را در خداوند منحصر دانسته و منكر وجود قدرت براى نوع انسان بودند و نيز هيچيك از موجودات طبيعى و غيرطبيعى را داراى اثر ندانسته ، هر حادثهاى را بدون واسطه به خدا نسبت مىدادند و مىگفتند هر اثرى به هرچيزى نسبت داده شود و هركارى كه در ظاهر انسان آن را انجام مىدهد ، همگى از خداوند سر مىزند و مطالب اين فصل بر رد پيروان اشعرى و همفكران او مىباشد ، زيرا آنان مىگفتند انسان قدرت دارد ، اما قدرت او در كارش مؤثر نيست براى اينكه قدرت بر هركارى