را به كار وا مىدارد او را به انجام دادن همهء كار روهم وا مىدارد ، نه يكايك پارههاى آن ؛ براى اين كه هركس را انگيزهاش به ايستادن بخواند او ايستادن و نشستن را شناخته است و انگيزهاش او را به چيزى مىخواند كه آن را مىدانسته است ؛ اما به يكايك پارههاى ايستادن او را هرگز نمىخواند ؛ و بنابراين كارى از او سر نمىزند جز آنچه را مىداند و يا باورش دارد ؛ و از اين برآمد كه آنچه گفتند بيهوده است .
دليل ديگرى كه نيز مىرساند ، هريك از ما انجامدهنده و پديدآورندهء كار خويشتن است ، اين است كه آشكار مىدانيم : كارهائى هست كه ستودن بر آن خوب است ، و كارهائى هست كه نكوهيدن بر آن خوب است ؛ و اگر اينها كار خود شخص نباشند ، ستودن و نكوهيدن بر آن خوب نخواهد بود ؛ آيا نمىبينى كسى را به اين كه دراز يا كوتاه است ، سياه يا سفيد است نمىتوان ستود يا نكوهش كرد ، و اگر چه خوب است او را بر نشستن و ايستادن يا خوردن و آشاميدنش ستود ، يا نكوهش كرد ؛ پس اگر ميان اين دو نوع از كار تفاوتى نبود ، مىبايست خوب يا بد باشد كه بر همهء اين كارها او را بستايند و يا نكوهش كنند ؛ و همانا مىدانيم كه ميان اين دو تفاوتى آشكار موجود است .
پس اگر بگويند : چگونه به اين كه بر انجام دادن كار سزاوارى ستودن و نكوهيدن حاصل مىشود ، ثابت مىكنيد ، كه شخص انجامدهندهء كار است ، و حال آن كه ، خوبى ستودن و نكوهش كردن شاخى بر اين اصل است كه بدانيم آن شخص انجامدهندهء كار است ؛ زيرا نيازمند است كه نخست بدانيم او انجامدهندهء كار بد است تا خوب باشد او را بر آن كار نكوهش كنيم ؛ و يا بدانيم ، او انجامدهندهء كار خوب است تا خوب باشد او را بر آن بستائيم ، و شما كار را وارونه كرديد ، و خوبى ستودن و نكوهش كردن را دليل بر انجامدهنده بودنش قرار داديد ؛ و اين روا نخواهد بود .
گفته خواهد شد : كار بر آن گونه كه يادآور شديد نيست ؛ بلكه براى خوبى ستودن و نكوهش كردن ، همين بس است ، كه بدانيم كار برابر با انگيزهها و رويداد
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 271
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٢٧١