نياوريم و بجايش بگوئيم بر پارهاى روىها ، درست گفتهايم .
اما كار خوب : هركارى است كه هرگاه ، با نبودن ناچارى ، از شخص دانائى سر بزند ، سزاوار نكوهش نگردد .
كار خوب بر دوگونه است : يكى آن كه بيش از خوبيش ، صفت ديگرى ندارد ، و ديگرى آن كه صفت بيشترى از صفت خوبى دارد .
نخست ، وصف مىشود به اين كه مباح است .
تعريف مباح : كارى است كه اگر انجامدهندهاش را آگاه كنند ، يا به او بنمايانند و كار او به خودش واگذار شده باشد ، و ناچار از انجام دادن آن نباشد ، به انجام دادنش سزاوار ستودن نگردد ، و بر انجام ندادنش شايستهء نكوهيدن نشود ، مانند به پايان رساندن شكنجهء گنهكاران ، در كارهاى خداوند برتر از همه چيز ، ليكن كار خدا را مباح نمىگويند ، براى اين كه كسى او را آگاه نگردانيده است و يا كسى به او ننمايانده است ، و در كارهاى ما ، مانند كارهاى مباح ديگر ، مثل نفس كشيدن در هوا ، و جز آن .
و اما كارى كه صفت بيشترى از خوبى داشته باشد : هركارى است ، كه اگر شخص دانا ، آن را انجام بدهد ، و ناچار به انجام دادنش نباشد ، سزاوار ستودن گردد .
و شرط كرديم ، از دانا سر بزند ، براى اين كه گاهى از شخص فراموشكار ، و آن كه در خواب است ، كار خوب سر مىزند ، آيا نمىبينى اگر دستش را بر تن كسى كه بيمارى جرب دارد بمالد و او از آن خوشش بيايد ، اين كار خوب است ، اما به كارش سزاوار ستودن نمىشود ، زيرا به آگاهى و قصد انجام نداده است ؛ و براى همين است كه آن را خوبى رساندن نمىگويند ، و ستودن به خوبى رساندن ، شايستگى پيدا مىكند ، نه به خوبى كردن تنها .
و گفتيم : در كار به خود واگذار شده باشد ، زيرا كسى كه ناگزير از انجام دادن كار خوب باشد ، هرچند به خوبى كارش دانا باشد ، سزاوار ستودن نمىگردد ، و توانا بودن بر دانا شدن در اين باب ، براى شايستگى ستودن بس نيست ، زيرا
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 207
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٢٠٧