تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
اين هنگامى است كه صفت خوبى و بدى به خود سخن بازگشت كند ، اما اگر از سخن يكى ، ديگرى آزرده شود يا از آن بترسد ، آن نيز از خوبى و بدى دور نخواهد بود . و كارى كه صفت بيشترى به جز نوپديد آمدن دارد ، بر دو گونه است : يكى آن كه بد است ، و ديگرى خوب است . كار بد : هرگونه كارى است كه اگر انجام‌دهنده‌اش به آن دانا باشد يا بتواند دانا گردد ، و ناچار به انجام دادنش نباشد ، شايستهء سرزنش گردد . و اگر خواسته باشى سخن كوتاه كنى بگو : كار بد آن است كه بر پاره‌اى از روىها ، بر انجام دادنش شايستگى نكوهش پديد آيد . و اين كه گفتيم : دانا باشد ، يا بتواند دانا گردد ، براى اين است كه كار چارپا ، و كار كردن به فراموش‌كارى ، و خواب رفته را فرا نگيرد ، زيرا پاره‌اى از كارهاى آنان بنا به روش درست ، زشت است ، آيا نمىبينى كسى كه در خواب روى ديگرى بر مىگردد و او را دردناك مىكند ، يا كالائى از او مىشكند ، كارش زشت است ، زيرا ستم كرده است ، ليكن سزاوار نكوهش نمىگردد ، براى اين كه به نادانى كارى انجام داده است . و در نظر گرفتيم ، كه بتواند دانا گردد ، زيرا ، هرگاه زشتى كار را نداند ، و بتواند بدان پى ببرد ، مانند كارهائى كه شرع بدى آنها را شناسانده است ، اگر كسى از حكم شرع آگاه نباشد ، و بتواند از آن آگاه گردد ، انجام دادن آن كار از او زشت است . و گفتيم : ناچار به انجام دادن آن كار نباشد ، زيرا كسى كه ناگزير از انجام دادن كار زشت باشد ، گرچه زشتى آن كار را بداند ، هيچ سزاوار نكوهش نخواهد گرديد . و نيازى نيست كه بگوئيم : با كامل شدن اين و صفها ، بر پاره‌اى رويها ، تا از گناهى كه ناچيز شمرده شده ، دورى جسته باشيم ، زيرا ناچيز شمردن و ناديده گرفتن كارها پيش ما ، درست نيست ، پس نيازى بدان نداريم ، و اگر اوصاف را