دانستيم كه پى بردن به اينكه فيل پيش ما نيست ، از راه ادراك حاصل شده است ، اما كسى كه روا مىدارد فيل باشد و آن را نبيند ، روا نمىدارد آن را بداند .
پس اگر بگويند : چگونه ادعا گرديد : دانستن اينكه فيل نيست از راهى پيدا شده است ، و حال آنكه كور مىداند فيل پيشش نيست ، و اگرچه نداند اگر پيشش بود آن را مىديد .
خواهيم گفت : كور به گونهاى از ملاحظات و به شهادت حال اينرا مىداند ، زيرا او مىداند فيل زيور ، و حركاتى دارد ، و در جائى كه او در آن هست اينگونه حركات پوشيده نخواهد ماند .
و براى همين است كه اگر كور ، در شهرهائى كه فيل آنجا هست به خانهاى پهناور و بزرگ درآيد ، نمىداند آنجا فيل نيست ، مگر به پرسش و جستجو ؛ پس دانسته شد كه دانش او از درست خردى مىباشد .
و اما چيزهائى كه از ديد جلوگيرى مىكند و نبودن آنها را شرط دانستيم ، همهء آنها در مورد خداوند برتر از همه چيز روا نمىباشند ، زيرا آن موانع عبارتند از :
تيره نبودن جسم و كوچك بودن آن ، نزديكى زياد ، دورى زياد ، ميانجى شدن جسم ديگر ، و اينكه جسم ديدهشدنى در سوئى قرار گرفته باشد كه ديده نشود ، و همهء اينها در مورد خداوند ديرينهء برتر از همهچيز ، روا نمىباشند ، زيرا اينگونه چيزها در مورد جسمها يا چيزهائى كه در جسم حلول كنند روا مىباشند .
پس اگر بگويند : آيا چنين نيست كه گوهر تك را نمىتوان ديد ، زيرا تابش روشنائى بر آن رسا نمىباشد ، و اگر تابش روشنى نيرومند گردد ، مىشود كه آن را ببينيم . پس آيا در مورد خداوند برتر از همهچيز همين كه گفتيم روا نخواهد بود ؟
گفته خواهد شد : يك گوهر تك را به واسطهء كوچكى نمىتوانيم ببينيم ، و خداوند ديرينهء برتر از همه ، به كوچكى وصف نمىشود .
و ميان مردم كسانى هستند كه مىگويند : ما گوهر را از آنرو هنگام غروب نمىبينم كه روشنى را با خود از جائى به جائى مىبرد ، زيرا آميخته به روشنى است ، و اين گفتارى نادرست است ، زيرا روشنى به اين سبب كه تيرگى ندارد ، افزار ديدن
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 174
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص١٧٤