باشد و ما آنها را ادراك نكنيم ، و مردمى كه برايمان نمودارند غير از آن باشند كه مىبينيم ، پس شخصى كه بدون ريش نمودار است ريش داشته باشد و ما ريش او را نبينيم و شخص جوان ، سالمند باشد و ما ريشش را سياه ديده باشيم و سفيدى آن را نديده باشيم ، و هرسخنى را كه مىشنويم ، چيزهائى از آن استثنا شده باشد ، يا همراه با شرطى باشد ، و ما شرط و استثنا را درك نكرده باشيم ، و اين نادانى به خود بستن است كه هيچ خردمندى به سويش نمىرود .
پس اگر بگويند : اين ايراد بر ما وارد نيست ، زيرا آشكار ، مىدانيم چيزهائى را به همانگونه كه هست ادراك كردهايم ، و جسمهاى بزرگى كه پيش ما نيستند ، آنها را درك نمىكنيم ؛ گفته خواهد شد ، اين سخن درست نيست ، زيرا دانستن اينكه فيل پيش ما نيست ريشه و سندى دارد ، و دليلش اين است كه اگر مىبود آن را مىديديم .
پس كسى كه روا مىدارد فيل پيشش باشد و آن را نبيند ، روا نمىداند كه بداند فيل پيشش نيست ، و ما از اينرو گفتيم يكى از آن دو دانش پايه براى ديگرى است ، كه هركجا نابود گردند با هم از ميان مىروند و با هم پديد مىآيند .
آيا نمىنگرى كسى كه بينائيش درست است ، هنگامى كه فيلى نبيند ، مىداند فيل پيشش نيست ، و مىداند اگر فيلى مىبود ، آن را مىديد ، و كور چون روا مىدارد جسمى پيشش باشد و آن را نبيند ، نمىداند آن جسم پيشش نيست .
و همچنين كسى كه بينائيش درست است ، نمىداند فرشته يا جن پيشش نيست ، زيرا باور ندارد كه اگر بود آن را مىديد .
پس اگر بگويند : آيا اين دو دانش از كار خداوند برتر از همه چيز ، پديد نمىآيند ؟ پس آيا روا نخواهد بود ، يكى را بدون ديگرى پديد آورد ؟
خواهيم گفت : هردو از كار خداوند برتر از همهچيز مىباشند و مىشود كه خداوند يكى را بدون ديگرى ، بيافريند ، و براى همين است كه بسيارى از مردم روا دانستهاند : خداوند تفاوت ميان رنگها را در دل كور بيفكند ، و چنين چيزى اگرچه رواست ، اما در صورتى كه بدون راه و وسيلهاى ، دانشى را آغاز نمايد ، و ما
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 173
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص١٧٣