تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
صفتى كه در خود اوست سزاوار است ، و حال آن كه رواست چيزى از صفت فراهم شده از صفتى كه در خود است بيرون شود ، به مانند جا گرفتن كه از صفت جوهر بودن فراهم گرديده است ، و رواست هنگامى كه جسم از صفت هستى داشتن بيرون مىرود ، از صفت جا گرفتن نيز بيرون شود ؛ گفته خواهد شد : بيرون شدن از صفت جا گرفتن و هر صفتى كه از آن رهگذر برود روا مىباشد ، زيرا داشتن اين صفتها مشروط به داشتن وجود است ، در صورتى كه وجود بر هيچ رويى براى جسمها واجب نيست . پس چون كه بيرون شدنشان از هستى رواست ، بيرون شدن از اين صفتهايى كه مشروط به هستى داشتن مىباشد نيز روا خواهد بود ، اما هستى ديرينهء برتر از هرچيز نه اين چنين است ، زيرا به هر رويى هستى برايش واجب است پس هرگز روا نخواهد بود از صفاتى كه درخود اوست بيرون رود ، براى اين كه شرط داشتن اين صفتها ( كه هستى داشتن است ) در خود او است ، و اين شرط در هر زمانى برايش فراهم است ، پس صفتهايى كه از هستى داشتن فراهم آمده است ، در هر حال بايد برايش فراهم باشد ، زيرا شرط ديگرى كه چشم به راه پيدا شدنش باشيم در بين نيست . اين را به روش كسى مىتوان پرسيد كه مىگويد : خداى برتر از همه چيز ،
هامش
خواهد آمد ، از سوى ديگر در امور عامه ثابت شده است كه عنوان مختص به هرچيزى غير از موجوديت او است پس موجوديت از همه چيز قابل سلب است اما ذات و ماهيت چيزى را نمىتوان از آن سلب كرد زيرا ماهيت و ذات هرچيزى ربطى به علت خارجى ندارد ، بر خلاف موجوديت ، كه از علت خارجى و موجود ديگر كسب شده است ، پس سلب شىء از نفس عين اجتماع نقيضين است ، اما سلب موجوديت از هرچيزى جايز است زيرا موجوديت عنوان ذاتى چيزى نيست ؛ اما در مورد ذات الهى گذشت كه غير از موجوديت عنوان ذاتى ديگرى ندارد و همهء صفات و مفاهيمى كه بر او صدق مىكند به همان عنوان موجوديت ذاتى بازگشت مىكند پس اگر هريك از اين صفات را از او سلب كنيم عنوان ذاتى را از او سلب كرده‌ايم و در فكر خود ايجاد تناقض نموده‌ايم .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 154 | الشيخ الطوسي / عبد الحسين مشكوة الدينى