تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
وجود پيدا كرده است . گفته خواهد شد : خداوند برتر از همه چيز ، در گذشته‌هاى بلاآغاز ، به اين دانا بوده است ، كه جهان موجود خواهد گرديد ؛ و دانستن اين كه چيزى موجود خواهد شد ، هنگامى كه آن چيز موجود گردد ، همان دانا بودن به وجود آن چيز است ؛ زيرا اگر دانستن كنونى ، جز آن دانشى باشد ، كه از پيش بوده است ، روا خواهد گرديد ، كه چيزى به جاى مانده باشد ، و هنگامى كه آن وجود دارد ، مانندش هم وجود پيدا كند ، و اكنون كه چيزى وجود پيدا كرده است ، چنين بداند كه آن موجود خواهد گرديد ؛ و بدان مىكشد كه دانائى ، نادانى گرديده باشد ؛ و اين باطل است . و چيزى جز اين نيست ، كه نامهاى گوناگون بر آن روى مىدهد ؛ و به مانند اين مىباشد ، كه زمان نيامده را ، فردا مىگوئيم ؛ و چون فرا رسيد ، امروزش مىگوئيم و پس از آن كه گذشت ، ديروزش مىناميم ؛ زمان يكى است و نامهاى پىدرپى بر آن مىگذرد ؛ دربارهء جهان ، گفتار به همين گونه ، يكسان است . و اگر بخواهى از پوشيدگى برهى ، مىگوئى : موجود بلاآغاز برتر از همه چيز ، در گذشته‌هاى بلاآغاز ، دانا بوده است كه در گذشته‌ها ، جهان وجود نداشته ، و به هنگام خود ، موجود خواهد گرديد ؛ و امروز نيز به همين موصوف است ، كه مىداند جهان در گذشته‌هاى بلاآغاز ، موجود نبوده ، و اكنون موجود است ؛ پس چون آن را به زمانها نسبت بدهى ، در گفتن اختلافى پيدا نخواهد شد ؛ و پوشيدگى از ميان خواهد رفت . پس اگر بگويند : از اين دليل ، بر مىآيد ، كه روا نيست همهء دانستنىها را ، به دانش تازه‌اى بداند ؛ پس چرا روا نباشد ، كه پاره‌اى از دانستنىها را به خودى خود بداند ، و پاره‌اى را به دانشى بداند ، كه تازه پديد آمده باشد . يا همان چيزهائى را كه به خودى خود دانسته بود ، به دانش تازه‌اى كه خودش آن را پديد آورده باشد ، نيز همان‌ها را بداند ، و از دو روى به آنها دانا باشد .