تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
از راه بگردد ؛ و ما سخن كسى را كه مىگويد گروههائى هستند كه حواسشان درست است ، و جسمهاى پرمايه پيششان هست ، آوازها و بوها و چيزهاى ديگرى وجود دارد ، و آنها را درك نمىكنند ؛ و همين كه مىدانيم اگر كسى چنين بگويد ، دروغ - پرداز است ، دليل بر نادرستى گفتار آنان است . و پس از آن كه همهء اين اقسام نادرست گرديد ، به جاى نمىماند جز آن كه بگوئيم ، زنده بودن شخص زنده ، صفت درك كردن را به وجود مىآورد ؛ زيرا گاهى با نبودن هيچ صفتى كه نشان‌دادنى باشد ، به جز زنده بودن ، ادراك كردن حاصل است . اكنون كه وجود صفت ادراك ثابت گرديد ، مىبايست ، خداوند برتر از همه چيز ، درك‌كننده باشد ؛ زيرا ما آشكار كرديم كه خداوند زنده است ، و كم و كاست در او نيست ، و چيزى كه جلوگيرى از درك كردن كند ، بر او روا نمىباشد ؛ پس هنگامى كه چيزهاى درك‌شدنى ، يافت شوند ، مىبايست ، خداوند ، درك‌كنندهء آنها باشد . و اكنون كه او را به اين وصف كرديم كه درك‌كننده است ، لازم نمىشود ، كه او را به بوينده و چشنده وصف كنيم ؛ زيرا بوئيدن و چشيدن هيچ ادراك نيستند ، و اين را مىرسانند ، كه جسم بويا و چشيدنى به حاسهء بويائى و چشائى نزديك شده است ؛ و براى همين است كه مىگويند بوئيدم ، و بوئى برايش نيافتم ، و چشيدم و مزه‌اى برايش نبود ؛ پس بوئيدن و چشيدن را ثابت مىنمايند ، و درك كردن را نفى مىكنند ؛ و اگر بوئيدن و چشيدن ، ادراك پديد مىآورد ، اين دو گفتار نقيض يكديگر مىبودند ، همچنان كه اگر كسى بگويد : دركش كردم ، و دركش نكردم ، تناقض - گوئى كرده است : و چشيدن و بوئيدن ، بر موجود بلاآغاز برتر از همه چيز ، روا نمىباشد ؛ زيرا او بدون حاسه درك مىكند ؛ و اين كه مىگوئيم شنوا و بينا است ، چنين مىرساند ، كه خداوند برتر از همه چيز ، داراى صفتى است كه هر گاه شنيدنىها و ديدنىها يافت گردند ، بايد آنها را بشنود و ببيند ؛ و اين صفت به اين كه زنده است و كم‌وكاست در او نيست ، باز مىگردد ؛ و صفتى بيشتر از اين نيست ؛ براى