تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
جلوگيرى نمىكند ، در هم شكستن قانون عليت است ، و گفتن اين سخن روا نمىباشد . و سخن كسى كه مىگويد : درستى انجام دادن كار ، نشان مىدهد ، كه از هركسى درست باشد ، كارى سر بزند ، توانا و زنده و موجود خواهد بود ، و به اين همه گفتگو نيازى نيست ، گفتارش بيهوده است . زيرا نگريستن در يك دليل از يك روى ، نمىشود بيش از يك علم پديد آورد ، براى اين كه اگر بيش از يكى پديد آورد ، مىبايست دانشهاى بىشمار از آن پديد آيد و اين علوم غير از يكديگر باشند ؛ آيا نمىبينى كسانى هستند كه او را موجود مىدانند ، و زنده‌اش نمىشمارند يا ديگرى زنده و موجودش مىداند و توانايش نمىشمارد ، و از اين دانسته مىشود كه دانستن اين صفتها ، غير از يكديگر است . و هنگامى كه دربارهء موجود بلا آغاز برتر از همه چيز سخن در ميان باشد ، مىشود كسى او را توانا بداند ، اگر چه او را زنده و موجود نداند ؛ اما اين سخن را در مورد ما نمىتوان گفت ، زيرا هرگاه سر زدن كار از يك نفر ما درست باشد ناگزير مىدانيم ذاتى موجود است ، و نمىتوان او را توانا دانست و موجود ندانست ، زيرا انديشيدن دربارهء درست بودن سر زدن كار از يك نفر ما ، اقتضا مىكند كه او را توانا بدانيم ، و از اين كه او را توانا مىدانيم ، بايد او را موجود بشماريم ؛ اما در مورد موجود بلا آغاز برتر از همه چيز ، اين سخن درست است كه او را توانا و دانا بدانيم و موجود ندانيم ، بر آن‌گونه كه گفتيم : از نگريستن در يك دليل و از يك روى بيش از يك علم حاصل نمىشود ، لكن اگر از دو روى در يك دليل بنگرند ، رواست به حكمهاى بسيار برسند . و در اينجا روىهاى ديگرى هست ، كه اراده‌كننده بودنش را نشان مىدهد ؛ زيرا روئى كه بيشتر از ، پديد آمدن كارها از خداوند است ، در حكم دليل جداگانه‌اى است ؛ پس به همهء اين دليلها ، ثابت گرديد كه ناگزير بايد بر موجود بودنش دليل آورد ، و شايد ما در كتاب ديگرى اگر خدا بخواهد ،