تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
است « 1 » او چنين پاسخ مىدهد : در صورتى مىتوان تصور كرد ، او از موجود بودن بلا آغاز بيرون مىرود كه صفت بلا آغازى وجود ، مانند جايگير بودن جوهر ، مشروط به وجود داشتن آن باشد ، و در اين صورت چون كه شرط جاى گرفتن جوهر ، وجود داشتن است . هرگاه اين شرط منتفى شود ، صفت جاى گرفتن نيز از جوهر ، منتفى خواهد گرديد ؛ اما صفت بلا آغاز بودن وجود خداوند از اين‌گونه نيست زيرا موجود بودن او هيچ شرطى ندارد ؛ براى اين كه در گذشته‌هاى بلا آغاز موجود بوده است ، و نمىشود شرطى براى موجود بودنش تصور كرد ، كه آن شرط نيست شدنى باشد تا با نيست شدن آن شرط ، مشروط هم كه موجود بودن او باشد ، نيز منتفى گردد « 1 » .
هامش
( 1 ) توضيح مطلب اين است كه ، رابطهء ما بين موضوع و محمول ، يا صفت و موصوف ، اگر رابطهء ضرورى باشد كه در اصطلاح منطق قضاياى مشتمل بر آن را قضاياى ضروريه مىگويند ، و قضاياى ضروريه را چند قسم مىتوان شمرد : ضروريه مطلقهء ذائيه ، ضروريهء مشروط به ضروريه مطلقه ، و ضروريهء ، مطلقهء ازليه : ضروريه مطلقهء ذاتيه ، مثل هرانسانى متفكر است ، ضروريهء مشروط به ضروريهء مطلقه ذاتيه ، مثل هر انسانى ممكن است نويسنده شود به شرط اين كه متفكر باشد و ضروريه مطلقهء ازليه از محمولاتى حاصل مىشود كه موضوع آن قضيه ، موجود اول و بلا آغاز باشد ، مثل خداوند موجود است ، يا عالم است ، و غيره . اولى را از اين جهت ، مطلقه ذاتيه مىگويند ، كه ضرورت ثبوت محمول براى موضوع داراى هيچ شرطى نيست . غير از موجود بودن آن ، در ذهن يا در خارج از ذهن ، ( دومى را ) از اين جهت مشروط به ضروريه مىتوان گفت كه استعداد نوشتن به اين شرط براى انسان ثابت است كه متفكر باشد ، و جايگير بودن جسم نيز از همين‌گونه است ، زيرا جا گرفتن جسم ، مشروط به داشتن ابعاد است و داشتن ابعاد مشروط به موجود بودن آن است ، اما موجود بودن و يا دانا بودن و توانا بودن او و صفات ذاتيهء ديگرى كه بر او حمل مىشوند ، مفاد ضروريهء ازليه مىباشند ، و تفاوتى كه با ضروريهء ذاتيه دارد ، اين است كه چون صفت وجود در همه چيز زايد بر ماهيت آن است و همچنين صفات ديگر كه زايد بر موجوديت خود آنها است ، و به همين سبب موجوديت و صفات ديگر غيرذاتى را مىتوان از هر
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 84 | الشيخ الطوسي / عبد الحسين مشكوة الدينى