تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
خواسته‌ها و به اراده انجام نمىگيرد ، اما برابر با توانائى و افزار كار سر مىزند ، آيا نمىبينى : جز به اندازه بيدارى و برابر با افزارها كارى از انجام‌دهنده سر نمىزند ، پس آن هم در آنچه گفتيم : كار بايد برابر با نيازها باشد ، مندرج است . و كسى كه مىگويد : كارها به طور عادت از خداى تعالى سر مىزند ، گفتارش بدانچه گفتيم ، كه بايد كار برابر با نيازها باشد ، از اعتبار مىافتد ، و كارى كه از راه عادت سر مىزند چنين نيست كه بايد برابر با نيازها باشد ، زيرا رواست عادت در كار ، از هم بگسلد . علاوه بر آن كه هرگاه آگاهىدهنده‌اى به ما بگويد : در شهرهاى دور مردمى تندرست هستند ، كه كارشان به خود واگذار گرديده ، و خواسته‌هاى خودشان آنان را به ايستادن ، يا نشستن ، وا مىدارد ، و با توانائى كه بر كارها دارند ، و چيزى آنان را از كار پيشگيرى نمىكند ، با اين همه هيچ كارى از آنان سر نمىزند ، مىبايست ، سخن چنين گوينده‌اى را راست پنداريم و حال آن كه آشكار دانستيم : كسى كه چنين چيزى مىگويد ، دروغ‌پرداز است . و نيز ، پيش از آن كه ما كارى را به خودمان يا به ديگرى نسبت دهيم ، بايد وابستگى آن به انجام‌دهنده معلوم باشد ، و هيچ روئى در اين تصور نمىشود ، مگر آن كه بايد كارها برابر با خواسته‌ها و نيازهاى انجام‌دهنده سر بزند ، يا چيزى كه استوارتر از آن باشد ، و چنين وابستگى با ما هست ، پس بايد بگوئيم كار خودمان است ، زيرا وابستگى كار به ديگرى جز ما دانسته نشده است ، و چيزى را كه دانسته شده ، براى چيزى كه گمان برده مىشود ، نمىتوان كنار گذاشت ، و اين كه گفتيم : كار بايد با نيازها و خواسته‌ها ، برابر باشد ، سخن كسى را كه مىگويد : كارهائى يافت مىشود ، كه با نيازها و خواسته‌هامان ، برابر هست ، اما كار خودمان نيست ، بلكه همگى ، برابر با عادت سر مىزند ، مانند چاق كردن ماكيان و پيدا شدن فرزند پس از جفت‌گيرى ، و سيرى و سيرآبى پس از خوردن و آشاميدن ، و سفيد شدن پوشيدنىها به شستشو ، و پيدايش سرخى هنگام زدن بر جاهاى سست تن موجود زنده ، و پيدايش مزهء مخصوص هنگام پخته شدن ، زيرا هيچيك اينها چنين