تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مترجم 92

مساهمون:

صمقدمهء مترجم ٩٢
براى گريز از اين اشكال پيش كشيدند ، به تفصيلى كه گذشت . مشكل ديگرى كه در ميان بود ، مسألهء انجام يافتن كارهاى تازه يا تغيير روش‌هاى نوى در طبيعت است ، كه در پاره‌اى از آيات قرآن بدان اشارت رفته است . توضيح اشكال اين است ، كه اگر صفات خداوند ، قديم باشند ، و دگرگونى در آن‌ها راه نيابد ، چگونه مىشود كارهائى را كه تاكنون انجام نمىداده است ، از او سر بزند ، يا روش كار خود را دگرگون كند ، و مسألهء « بدا » كه شيخ طوسى آن را در اين كتاب عنوان كرده است ، تا حدودى وابسته به همين مسأله است . زيرا گفتگو در اين است ، كه آيا مىشود صفت و حالت نوى ، براى خداوند پيش آيد ؟ آيا مىشود دانش نوى پيدا كند ؟ يا حالت خشم و مهربانى و احوال ديگر در او پديد آيد ؟ و از اين بابت عقايد گوناگونى آشكار شده است . 1 - در اديان پيش از اسلام ، به گروهى از مجوس نسبت داده‌اند كه موجودات عالم را صفات كماليهء خداوند مىدانستند ، و مىگفتند هنگامى كه چيزى كم يا زياد شود ، در صفت خداوند دگرگونى روى مىدهد . 2 - گروه كراميه از فرق مسلمان كه وجود صفات خداوند را جدا از ذاتش مىدانستند ، گفتند كارهاى تازه به تازه‌اى كه خداوند انجام مىدهد ، به توسط صفت‌هاى نوى است ، كه برايش پيدا مىشود ، و صفت نو همان ارادهء تازه‌اى است ، كه در او يافت مىشود . پاره‌اى گفتند ، صفت نو كلمهء « كن ، وجودى » « فرمان باش » مىباشد ، و به هرحال چه اراده ، يا فرمان « كن » باشد ، آن را حادثهء نوى مىدانستند ، كه در ذات خداوند پديد مىآيد . « 1 » گذشت كه به عقيدهء كراميه ، گفتن و ديدن و گوش دادن ، و خواستن حادثه‌هائى است كه در ذات خداوند روى مىدهد ، و پديد آمدن اين حادثه‌ها را از معانى مستقلى مىدانند كه جدا از ذاتند و عبارتند از مريديت ، قائليت ، سامعيت ، مريديت . « 2 » بنابراين رويدادهائى را كه در ذات ، پديد مىآيد « حوادث » خواندند ، و چيزهائى را كه از اين حوادث در خارج ذات موجود مىشود « محدث » گفتند . « 3 »
هامش
( 1 ) شرح مواقف ص 576 و 577 و شرح باب حادى عشر ص 24 و 25 . ( 2 ) ملل و نحل ص 164 . ( 3 ) مىتوان نظرشان را چنين تفسير كرد ، كه اين‌ها را صفات افعالى و اضافى گرفته باشند كه تجدد در آنها روا مىباشد .