فصل در استوار كردن سخن بر امام بودن دوازده تن است - درود بر همهء آنان بادا -
چون از سخنانى كه پيش از اين گفتيم ، ثابت شد ، كه هيچ روزگارى از بودن امام تهى نمىماند ؛ و شرط امام بودن ، اين است ، كه بىگمان بدانيم ، از بيراهه رفتن ، و پوشيده ماندن كارها ، بر او بازداشته شده است ، و يا بدانيم ، پاداش او پيش خداوند ، از همه بيشتر است ، و يا بدانيم ، به همهء كارهاى دينى ، و فرمانهاى خداوند ، از همه داناتر است ، پس از اينها سخن گفتن دربارهء امام بودن كسانى پس از امير مؤمنان - درود بر او بادا - آسان مىشود ؛ زيرا به گفتار همهء گروه مسلمانان ، در روزگار هر امامى بايد نگريست . و گروههاى مسلمان را مىيابيم ، در اينباره سخنانى گفتهاند :
يكى مىگويد ، اكنون هيچ امامى وجود ندارد . و ما دليلهائى آورديم ، كه هيچ روزگارى از امام تهى نخواهد ماند ؛ پس سخن او از ميان مىرود .
ديگرى ، كسانى را امام مىگويد ، كه دانسته نشده است ، از بيراهه رفتن و پوشيده ماندن كارى بر آنان بازداشته شده باشند ، و بلكه اين را براى امام بودن شرط نمىداند ؛ و سخن آنان به آنچه ما گفتيم ، كسى بايد امام باشد كه بىگمان دانسته شده باشد ، از بيراهه رفتن و پوشيده ماندن كارى بر او بازداشته شده است ،