با شمارى رسيده است « 1 » و از آنچه بدون شك دانسته شده است ، به سخنى كه شايد راست نباشد ، نمىتوان بازگشت نمود .
و نيز نامهاى كه امير مؤمنان - درود بر او بادا - به مردم كوفه و به شهر مدينه نوشت ، و از پيروزى خودآگهى داد ، گنهكارى آنان را در آن گنجانيده است ، و از آن آگهى مىدهد كه چون از راستى و درستى به راهى دگر رفتند ، و براى اين كه ، پيمانشكنى كردند ، و ستمگرى و سركشى نمودند كشته شدند . و اگر از گناه خود بازگشت كرده بودند ، و پس از آن مرده بودند ، چنين چيزى دربارهء آنان گفته نمىشد . و در كتابهائى كه رويدادها و كارهاى مسلمانان نوشته شده ، و اين كتابها شناخته شده هستند ، همهء اينها آمده است .
و نيز رسيده است ، هنگامى كه ابن جرموز سر زبير را با شمشير او آورد ، امير مؤمنان - بر او درود بادا - شمشير او را به دست گرفت ، و فرمود ، با اين شمشير روزگار درازى اندوه از روى پيمبر خداوند ، زدوده شده است ؛ و اكنون جنگ بدى با آن انجام گرديده است ، و اگر او از گناه خود بازگشته بود ، گفته نمىشد جنگ بدى با آن انجام گرديده است .
حيه عربى گفت : از على - بر او درود بادا - شنيدم ، مىگفت به خدا سوگند كسى كه داراى اين پالكى است ، مىدانست ، آنان كه پيرامون شترش را گرفتهاند ، به زبان پيمبر امى رانده شدهاند ، و همانا كسى كه سخنى را به دروغ بگويد ، نوميد خواهد گرديد « 2 » .
بلاذرى از كسانى آورده است و خبر او به جويرة بن اسماء مىرسد ، و او گفت به من آگهى رسيد ، كه چون زبير ، از جنگ پشت گردانيد ، عمار پسر ياسر ، به او برخورد و گفت ، كجا مىروى اى ابو عبد اللّه ، به خدا سوگند ، تو ترسو نيستى ، و
هامش
( 1 ) از خبر احاد رسيده است .
( 2 ) افترا و دروغ در اينجا نسبت دادن قتل عثمان به امير مؤمنان است كه به اين بهانه به جنگش آمدند .