تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
آن گاه گفتم : اى مردم ! على بن الحسين ( ع ) با عمّه‌ها و خواهرانش در نزديكى شهر منزل كرده و مرا فرستاده است تا شما را نزد او راهنمايى كنم » . « 1 »

وضعيت مدينه پس از آگاهى مردم بر شهادت امام عليه السلام

سيّد بن طاووس از بشير بن حذلم نقل مىكند كه گفت : « شنيدم كه كنيزكى براى امام حسين ( ع ) نوحه سرايى مىكرد مىگفت : پيك مرگ خبر مصيبت آقايم را داد ؛ چه دردناك بود . اى ديدگان من ! در ريختن اشك بخشنده باشيد ؛ و پس از اشك‌هايتان دوباره اشك بريزيد ؛ بر آن كسى كه مصيبتش عرش جليل را تكان داد ؛ و به مجد دين ضربه وارد آمد ؛ و بر پسر پيغمبرخدا و پسر وصىّ او ؛ هر چند كه منزل او از ما بسيار دور است . سپس گفت : اى پيك مرگ ! اندوه ما را در ماتم ابا عبدالله تازه كردى و زخم‌هايى را كه هنوز بهبود نيافته بود خراشيدى . خدايت رحمت كند ، تو كيستى ؟ گفتم : من بشير بن حذلم هستم و مولايم على بن الحسين ( ع ) كه اينك همراه خانواده ابا عبدالله در فلان جا فرود آمده ، مرا فرستاده است . « 2 » نيز سيّد ابن طاووس از بشير نقل مىكند كه گفت : با شنيدن اين خبر همهء بانوان محجّبهء مدينه ، با روى باز از خانه‌ها بيرون آمدند و در حالى كه سيلى به صورت مىزدند ، فرياد آه و واويلا سر مىدادند . من هيچ روزى اين اندازه زن و مرد را گريان نديده بودم و هيچ روزى پس از وفات رسول خدا ( ص ) به تلخى آن روز نگذشت . « 3 »
هامش
( 1 ) . الملهوف ، ص 226 ؛ نيز ر . ك : مثير الاحزان ، ص 112 ؛ تسلية المجالس ، ج 2 ، ص 460 ؛ ينابيع المودة ، ج 3 ، ص 93 . ( 2 ) . الملهوف ، ص 227 . ( 3 ) . الملهوف ، ص 226 ؛ تسلية المجالس ، ج 2 ، ص 460 ؛ ينابيع المودة ، ج 3 ، ص 93 .