تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
ما بر راهوارها حركت مىكنيم ؛ و شتران دشمنان ما را به سرعت مىبرند ؛ ما دختران يس و طه هستيم ؛ و بر پدرمان گريه مىكنيم ؛ ما پاكيزگانيم ولى پوششى نداريم و ما خالص شده و برگزيده‌ايم ؛ ما بر بلاها شكيباييم ؛ و ما راستگو و نصيحت گريم ؛ آگاه باش اى جدّ بزرگوار كه حسين را كشتند ؛ و احترام خدا را درباره ما رعايت نكردند ؛ اى جدّ بزرگوار دشمن به آرزوهاى خويش رسيد ؛ و از ما انتقام گرفت ؛ به زنان بىاحترامى كردند ؛ و همه آنان را با زور بر شتران بىجهاز سوار كردند ؛ زينب ( س ) را از خيمه‌اش بيرون آوردند ؛ و فاطمه سر گردان بود و بلند ناله مىكرد ؛ سكينه از سوز جدايى به درگاه خداوند شكايت مىكرد ؛ و از خداى جهانيان مدد مىخواست ؛ و زين العابدين ( ع ) به كند و زنجير بسته شده بود ؛ و خيانت پيشگان قصد كشتن او را كردند ؛ پس از آنان خاك بر سر دنيا ؛ كه ما در اين دنيا جام مرگ نوشيده‌ايم ؛ اين داستان و شرح حال من است ؛ اى شنوندگان بر ما گريه كنيد . « 1 »
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 45 ، ص 197 ؛ ينابيع الموّدة ، ج 3 ، ص 94 .
با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 362 | محمد امين پور اميني / عبد الحسين بينش