ما بر راهوارها حركت مىكنيم ؛
و شتران دشمنان ما را به سرعت مىبرند ؛
ما دختران يس و طه هستيم ؛
و بر پدرمان گريه مىكنيم ؛
ما پاكيزگانيم ولى پوششى نداريم و ما خالص شده و برگزيدهايم ؛
ما بر بلاها شكيباييم ؛
و ما راستگو و نصيحت گريم ؛
آگاه باش اى جدّ بزرگوار كه حسين را كشتند ؛
و احترام خدا را درباره ما رعايت نكردند ؛
اى جدّ بزرگوار دشمن به آرزوهاى خويش رسيد ؛
و از ما انتقام گرفت ؛
به زنان بىاحترامى كردند ؛
و همه آنان را با زور بر شتران بىجهاز سوار كردند ؛
زينب ( س ) را از خيمهاش بيرون آوردند ؛
و فاطمه سر گردان بود و بلند ناله مىكرد ؛
سكينه از سوز جدايى به درگاه خداوند شكايت مىكرد ؛
و از خداى جهانيان مدد مىخواست ؛
و زين العابدين ( ع ) به كند و زنجير بسته شده بود ؛
و خيانت پيشگان قصد كشتن او را كردند ؛
پس از آنان خاك بر سر دنيا ؛
كه ما در اين دنيا جام مرگ نوشيدهايم ؛
اين داستان و شرح حال من است ؛
اى شنوندگان بر ما گريه كنيد . « 1 »
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 45 ، ص 197 ؛ ينابيع الموّدة ، ج 3 ، ص 94 .