تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
شمارى از اصحاب برگزيده‌اش كه زاهدان شب و شيران روز بودند ، در ميانشان حضور داشتند . آن گاه آنان را با لب تشنه بكشند و سرهاشان را ببرند ؛ و زنانشان را اسير كنند و از شهرى به شهرى و از جايى به جايى ببرند . آيا اين همان طوركه ستمگر فرزند ستمگر ، يزيد ملعون و ديگر اذنابش و از آن جمله عمرو بن سعيد و ديگران اعتراف كردند ، چيزى جز گرفتن انتقام از رسول خدا ( ص ) بود . اما فاطمه ( س ) و پدرش و همسرش و ديگر پيامبران پيش از رسول خدا ( ص ) بر مصيبت حسين ( ع ) گريستند و كسى را كه به قتل او فرمان داد و آن را مرتكب شد و بدان رضايت داد ، لعنت كردند .

موضع‌گيرى عبدالله بن جعفر

عبداللّه بن جعفر ، پس از وقوع فاجعهء كربلا و شهادت فرزندانش - عون و عبدالله - در ركاب دايىشان ابا عبد الله الحسين ( ع ) ، مواضعى بزرگوارانه گرفت . از جمله مواردى كه براى عدم حضور وى در كربلا بدان استناد مىشود ، مطلبى است كه در زيارت ناحيه مقدسه ، منسوب به امام زمان ( ع ) آمده است . آنجا كه در حقّ فرزندش مىگويد : « سلام بر محمّد بن عبداللّه بن جعفر كه به جاى پدرش حضور يافت » . « 1 » شايد او براى حضور عذرى داشت كه ما نمىدانيم . از جمله مواردى كه ما را به موضع مثبت او رهنمون مىشود ، مطلبى است كه طبرى از عبدالرحمن بن عبيد ابى الكنود نقل كرده است : « هنگامى كه خبر قتل دو پسر عبد الله بن جعفر به همراه حسين ( ع ) به وى رسيد ، برخى از دوستان بر وى وارد شدند ؛ و مردم به او تسليت مىگفتند . گويد غلام او - كه گمان ندارم كسى جز ابالسلاس باشد - گفت : اين چيزى است كه از حسين ( ع ) ديديم و بر سرما آمد ، گويد : عبد الله بن جعفر او را با كفش زد و گفت : اى پسر زن فرومايه ، آيا اين سخن را دربارهء حسين ( ع ) مىگويى ؟ به خدا سوگند ، اگر نزد او حضور داشتم ، دوست نداشتم از او جدا شوم تا همراهش
هامش
( 1 ) . زيارت ناحيهء مقدسه ، منسوب به امام زمان ( عج ) .