اما ديگران - به جز سبط ابن جوزى و خوارزمى - تنها سه بيت را ، با اختلاف ، ذكر كردهاند .
در ضمن نقل مسعودى آمده است :
پس از رفتن من از دنيا ، نيمى از اهل بيتم اسيرند و نيمى آغشته به خون ، پاداش نصايحم ، بدرفتارى با خويشانم نبود « 1 » .
طبرانى پس از آن مىنويسد : ابوالاسود دوئلى گفت : مىگوييم :
« رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا . . . »
« 2 »
( پروردگارا ما بر خويش ستم كرديم . . . ) ؛ و سپس گفت :
مىگويم : بيتابى و خشم من افزوده شد ، خدايا حكومت بنى زياد را برانداز
و آنان را دور گردان ، همانطور كه مكر ورزيدند و خيانت كردند .
چنان كه ثمود و قوم عاد را دور گردانيدى .
اميدوارم كه چون مركبشان ايستاد ، تا روز قيامت نزدشان باز نگردد . « 3 »
قاضى نعمان گويد : « پس ابو الاسود دوئلى گفت : من شنيدم كه او ( زينب دختر عقيل ) مىگفت :
« رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ »
« 4 » ( پروردگارا ! ما بر خويشتن ستم كرديم ؛ و اگر تو بر ما نبخشايى و بر ما رحم نكنى ، از زيانكاران خواهيم بود ) . اين گفتار كسى است كه به دشمنى اهل بيت محمد ( ص ) اعتقاد ندارد . اما آنهايى كه معتقد به دشمنى با آنها بودند و قصدشان از اين كار انتقام از خود آن حضرت بود ، بر كفر خويش و بر جنايتى كه مرتكب شده بودند ، پا فشارى داشتند ؛ و پس از آن نيز شمار بسيارى از آنان را ظالمانه كشتند و كمتر كسى در صدد شمارش آنها بر آمده است - .
كسان ديگرى نيز حق آل محمد ( ص ) را به زور ستاندند و خود را به جاى آنها خليفه
هامش
( 1 ) . مروج الذهب ، ج 3 ، ص 68 ؛ نيز ر . ك : المعجم الكبير ، ج 3 ، ص 126 ، ح 2853 ؛ شرح الاخبار ، ج 3 ، ص 199 ، ح 1128 ؛ تاريخ الطبرى ، ج 4 ، ص 357 ؛ الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 89 ؛ الارشاد ، ج 2 ، ص 124 ؛ مقتل خوارزمى ، ج 2 ، ص 76 ؛ كفاية الطالب ، ص 441 ؛ المنتظم ، ج 5 ، ص 344 ؛ تذكرة الخواص ، ص 267 ؛ مثير الاحزان ، ص 95 ؛ مجمع الزوائد ، ج 9 ، ص 199 ؛ جواهر المطالب ، ج 2 ، ص 296 ؛ تسلية المجالس ، ج 2 ، ص 372 ؛ عيون الاخبار ، ج 1 ، ص 213 .
( 2 ) . الاعراف ( 7 ) ، آيه 23 .
( 3 ) . المعجم الكبير ، ج 3 ، ص 126 ، ح 2853 ؛ مجمع الزوائد ، ج 9 ، ص 199 ؛ كفاية الطالب ، ص 441 .
( 4 ) . اعراف ( 7 ) ، آيه 23 .