در منطقهء « بصرى » راه شام به كوفه و كربلا ( طريق بادية الشام ) از راه شام به مدينه جدا مىگردد . « 1 »
سوم : آنچه ايشان در اين مقام بعيد شمرده وارد نيست . زيرا با تصريح ايشان بر اختلاف حالت يزيد در روز خروج اسيران از شام ابراز پشيمانى وى در ظاهر و با در نظر گفتن فرمانهاى يزيد به لزوم خوشرفتارى با آنان و به ويژه با در نظر گرفتن آنچه از ابن سعد نقل كرديم ، مبنى بر اينكه يزيد به كسانى كه همراهشان فرستاد فرمان داد كه هر كجا و هر گاه خواستند آنان را فرود آورند ، « 2 » هيچ بعيد نيست كه خواستار رفتن به كربلا شده باشند ؛ يا از خود شام و يا پس از خروج از آنجا ، و اين درخواست نيز مورد پذيرش قرار گيرد .
اما اينكه نام كربلا را نبرده و تنها به ذكر مدينه بسنده كردهاند ، مشكلى ايجاد نمىكند ؛ زيرا مقصد نهايى براى آنان مدينه بود و كربلا براى آنها حكم يكى از منزلگاههاى ميان راه را داشت . پرسش يزيد هم ناظر بر انتخاب محلّ اقامت دائمى بود نه موقّتى و طبيعى است كه پاسخ نيز مطابق پرسش باشد و از اين رو تنها به ذكر مدينه بسنده كردند ؛ و اين منافاتى ندارد كه كسى كه آهنگ مدينه دارد از كربلا نيز بگذرد .
2 . همراه با قاضى طباطبايى
از اينها كه بگذريم ، شهيد سعيد قاضى طباطبايى با جديّت تمام در صدد اثبات اين بر آمده كه باز گشت ، در اربعين نخست بوده است . از آنجا كه مهمّترين دليل مطلب نورى وجه پنجم مىباشد ، ما نيز خلاصهء سخنان آن شهيد را در اين باره مىآوريم و ملاحظاتى را در اين زمينه ذكر مىكنيم .
ايشان مىگويد : بازگشت اهل بيت در اربعين نخست و الحاق سرهاى شهيدان به پيكرهايشان ، ميان علما مشهور و تا قرن هفتم مورد اتّفاق بوده است . نخستين كسى كه در اين باره اشكال كرده سيّد بن طاووس در « الاقبال » است . امّا مسألهء ديدارشان با جابر را ابن طاووس و ابن نما نوشتهاند . هر چند كه روز ورود را تعيين نكردهاند ، اما به يقين در
هامش
( 1 ) . اربعين حسينى ، ص 89 .
( 2 ) . الطبقات ( ترجمة الامام الحسين ( ع ) ) ، ص 84 .