تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
بوده باشد . « 1 » دوم اينكه ، عدم ذكر اعم از عدم وقوع است ، و اينان آن را نفى نكرده‌اند . سوم اينكه ، چنانچه نوشتيم گروهى مانند بيرونى ، شيخ بهائى و ديگران بازگشت اهل بيت به كربلا را در روز اربعين آورده‌اند . مناقشه در نكتهء سوم : چنان كه پيشتر گفتيم ، با استنباط ايشان از كلمهء رجوع كه به معناى خروج از شام است نه به معناى رسيدن به مدينه ، با ايشان موافقيم . گويا سخن وى « اگر چه برخى چنين پنداشتند » ناظر بر نوشتهء سيّد بن طاووس در اقبال الاعمال است . اما دربارهء اينكه اين واژه‌ها در عدم آمدنشان به كربلا صراحت داشته باشد ، با او موافق نيستيم و گفتيم كه عدم ذكر اعمّ است ، به ويژه با در نظر گرفتن آنچه پيرامون روش شيخ مفيد در كتاب تاريخشان ذكر كرديم . امّا اينكه مىنويسد : بازگشت آنان از مدينه در كم‌تر از يك ماه امكان ندارد ، شهيد قاضى شواهدى چندى بر امكان آن ذكر كرده است و سخن ايشان خواهد آمد . مناقشه در نكتهء چهارم : يكم : تعبير اين محدّث بزرگ از مصباح الزائر به عنوان يك كتاب معتبر ، با تصريح بر اينكه سيّد آن را در اوان تكليف خود تأليف كرده است ؛ و در عين حال چنين و چنان است ، برگشت از گفته‌هاى پيشين مىباشد . وى لهوف را با مصباح الزائر - كه در سن جوانى تأليف شده - ضميمه مىكند و با سرايت دادن ضعف اين به آن ، استناد مىكند كه خبر ديدار را نمىتوان پذيرفت . دوم : بعيد شمردن محدّث به جاى خودش درست است ، اما اينكه عطيه از آن ياد نكرده درست است و ما در جاى خودش علت آن را خواهيم آورد . مناقشه در نكته پنجم : اين مهمترين دليل ذكر شده از سوى محدّث نورى است ؛ و مقصود از آن اثبات امتناع در فرض مسأله است . شهيد قاضى طباطبايى ضمن پاسخ به محدّث نورى امكان آن را به اثبات رسانده است كه در پايان گفته‌هاى نورى دلايل ايشان را ذكر خواهيم كرد .
هامش
( 1 ) . تحقيق در اربعين اول ، ص 94 .