در آن نوشته بود قاصدى به جهت امر شما نزد يزيد رفته ، روز فلان به آنجا مىرسد و روز فلان بر مىگردد . پس اگر آواز تكبير شنيديد ، يقين كنيد كه شما را خواهند كشت و گرنه شما را امان دادند . چون دو روز يا سه روز به آمدن قاصد مانده بود ، باز سنگى كه به آن نوشته بسته بود به آنجا افتاد و در آن نوشته بود وصاياى خود را بكنيد كه زمان رسيدن قاصد نزديك شده . چون قاصد رسيد معلوم شد يزيد امر كرده كه ايشان را نزد او فرستند و اما آنچه بعضى از افاضل علما در حواشى همهء مزاربحار احتمال داده كه استيذان جواب به توسط كبوتر بود كه ملوك سابق آن را به جهت قاصدى و بردن خط از بلدى به بلدى تربيت مىكردند فاسد است . زيرا كه در عصر بنى اميه و اوايل بنى عباس اين كار متداول نبود . بلكه شهاب الدين احمد بن يحيى بن فضل الله العمرى تصريح كرده در كتاب تعريف كه اصل آن قسم كبوتر كه آن را حمام هدى و حمام رسائلى مىگويند در موصل بوده و ملوك فاطمين بسيار به او اعتنا داشتند و از كتاب نمائم الحمائم محىالدين ابن عبدالظاهر نقل كرده كه اول ملوك كه آن را از موصل نقل كرده نور الدين محمود بن زنگى بود در سنهء 565 و با لجمله از اقبال گذشت كه يك ماه در حبس شام بودند و بعد از بيرون آمدن هفت روز مشغول عزا دارى بودند . چنانچه در كامل بهائى است و محمد بن جرير طبرى در تاريخ خود گفته كه يزيد ده روز ايشان را در خانهء خود نگاه داشت و بعد از آن ايشان را روانه كرد . در مراجعت با نهايت اجلال و اكرام و تأنى و وقار در شب سير مىكردند . چنانچه از كلام شيخ مفيد كه گذشت و ديگران معلوم مىشود . و اگر در هر شب هشت فرسخ بر همان خط مستقيم سير كرده باشند ، مدت سير قريب به بيست و دو روز خواهد بود و حال آنكه از آن خطبه جهت قلّت آب و ساير ما يحتاج سير ميسّر نباشد . خصوص براى آن قافلهء زنان و كودكان و ضعيفان .
ششم آنكه با رسيدن حضرت سجاد ( ع ) در آن روز به كربلا و جماعتى از مردان بنى هاشم و مشرف شدن ايشان به زيارت حضرت ابى عبد الله عليه السلام با جابر در يك روز ، بلكه در يك وقت ، مناسب نبود جابر را اول زائر آن حضرت گويند و اين را از مناقب او شمرند . شيخ مفيد در مسار الشيعه چنانچه گذشت گفته . . . « 1 » .
هامش
( 1 ) . لؤلؤ و مرجان ، ص 153 - 160 .