از مأخذ و سند نيست و وجهى جز عدم اتقان تام در آن ايام و قلت اطلاع ندارد ؛ و از لهوف مختصر ترهم تأليف دارد ، مثل مجتنى و در آنجا ابداً نقلى بىذكر مأخذ و غير مستند نكرده .
پس اگر در نقل از آن كتاب ايراد مىشود ، منافاتى با بزرگى مقام و كثرت اطلاعشان در احاديث و آثار ندارد ، زيرا كه در آن درجات بعد از آن به تدريج پيدا شده .
دوم آنكه سيّد معظم مذكور در كتاب اجازات در مقام ذكر مؤلفات خود تصريح دارد كه كتاب مصباح الزائر را در اوايل تكليف نوشته است . و در اول لهوف فرموده كه چون مصباح الزائر را نوشتم و زائر از حملهر كتاب ديگر مستغنى است خواستم چون به جهت زيارت عاشورا مشرف مىشود با خود نبرد . اين مختصر را كه مناسب تنگى وقت زوار است در مقتل نوشتم كه به آن كتاب منضم شود » . « 1 »
مناقشه در دو مقدمهء نورى
مقصود محدث نورى از اين دو مقدمه اين است كه سيد بن طاووس لهوف را - كه منبع كهنتر در اين مسأله است - در سن جوانى و زمانى كه هنوز به پختگى نرسيده بود نوشت و از اين رو در اين مسأله چندان قابل اعتماد نيست . اما هر دو مقدمهء او جاى تأمل دارد :
1 . عدم ذكر مأخذ و اسناد ناشى از عدم اتقان تام و قلّت اطلاع ايشان - آن طور كه او گفته - نيست . بلكه چون مؤلف قصد نوشتن كتابى كم حجم و با موضوعات فراوان و قابل حمل در بارگاه حسين ( ع ) و غيره را داشته ناگزير بايد چنين مىكرده است ؛ و گرنه نقض غرض مىشود ؛ و شايستهتر آن است كه به كتابهاى مفصلترى چون مصباح شيخ اكتفا شود .
2 . سيد ( ابن طاووس ) در اجازات خويش گويد : « از چيزهايى كه در آغاز تكليف بدون ذكر اسرار و آشكار نمودن رموز تأليف كردم كتاب مصباح الزائر و جناح المسافر در سه مجلد بود » ، « 2 » آن گاه به ذكر ديگر تأليفات خويش مىپردازد و مىگويد : « و كتاب الملهوف على قتلى الطفوف را تأليف كردم ؛ و هيچ كس را نمىشناسم كه پيش از من چنين كتابى نوشته باشد و كسى كه آن را ببيند ، نسبت به آن آگاه خواهد شد » . « 3 » چه بسا خواننده از اين
هامش
( 1 ) . لؤلؤ و مرجان ، نورى ، محدث ، انتشارات اميركبير ، تهران ، 1279 ، ص 148 149 .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 107 ، ص 39 .
( 3 ) . همان ، ص 42 .