آنچه هنگام ترك دمشق شنيده شد
ابن اعثم گويد : آنگاه يزيد فرمان داد كه زاد و توشه فراوان به آنها دادند ؛ و فرمان داد آنان را به مدينه ببرند . همين كه از دمشق جدا شدند ، شنيدند كه منادى در آسمان ندا مىدهد و مىگويد :
اى كسانى كه از روى ظلم حسين را كشتيد ، مژده باد شما را به عذاب و شكنجه !
همهء آسمانيان بر شما نفرين مىكنند ، پيامبران و فرستادگان و كشته شدگان ؛
موسى و داود و حامل انجيل بر شما لعنت فرستادهاند . « 1 »
خوشرفتارى در راه
ابن سعد گويد : « يزيد به كسانى كه همراهشان فرستاد فرمان داد كه هرگاه و هر كجا خواستند آنان را فرود آورند » . « 2 »
به نقل از دينورى آورديم كه يزيد مردى را در رأس سى سوار با آنان همراه كرد كه پيشاپيش آنها حركت كند و دور از آنها فرود آيد تا آنان را به مدينه برساند . « 3 »
شيخ مفيد گويد : « يزيد به همراه نعمان بن بشير ، پيكى را فرستاد و به او توصيه كرد كه آنان را در شب حركت دهد و آنها بايد پيشاپيش او حركت كنند به طورى كه از چشمش دور نشوند . هرگاه فرود آمدند از آنها كناره بگيرد و او و يارانش همانند نگهبانان در پيرامونشان پراكنده شوند ، به طورى كه اگر يكى از آنان خواست براى وضو يا قضاى حاجتى فرود آيد ، شرمسار نگردد . نعمان با آنها حركت كرد و در راه آنان را فرود مىآورد و - همانطور كه يزيد سفارش كرده بود - با آنان مدارا مىكرد ؛ و مراعات حالشان را مىنمود تا آنكه وارد مدينه شدند » . « 4 »
هامش
( 1 ) . الفتوح ، ج 2 ، ص 187 .
( 2 ) . الطبقات ( ترجمة الامام الحسين ( ع ) ) ، ص 84 .
( 3 ) . أخبار الطوال ، ص 261 .
( 4 ) . الارشاد ، ج 2 ، ص 122 ؛ نيز ر . ك : تاريخ الطبرى ، ج 4 ، ص 354 ؛ الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 88 ؛ مقتل خوارزمى ، ج 2 ، ص 74 ؛ اعلام الورى ، ص 249 ؛ روضة الواعظين ، ج 1 ، ص 192 ، تسلية المجالس ، ج 3 ، ص 399 ؛ بحار الانوار ، ج 45 ، ص 146 .