امام سجاد ( ع ) چندين جا در معرض قتل و ترور قرار گرفت ، ولى خداوند او را حفظ نمود ، چرا كه مىخواست حجّت خويش را در زمين نگاه دارد .
از جمله اين جاها يكى كربلا بود . سبط ابن جوزى گويد : « على بن الحسين را از آن رو زنده گذاشتند كه هنگام كشته شدن پدرش بيمار بود . شمر كه بر او گذشت گفت : او را بكشيد . اما پس از او عمر سعد آمد و چون او را ديد گفت : متعرض اين جوان نشويد .
سپس به شمر گفت : واى بر تو ، براى حَرَم ( زنان كاروان حسينى ) كه مىماند ؟ ! » « 1 »
جاى ديگر كوفه بود . طبرى پس از گفت و گوى ميان امام ( ع ) و ابن زياد مىنويسد : ابن زياد به خشم آمد و گفت : چگونه جرأت مىكنى كه جواب مرا بدهى و چگونه به خود اجازه مىدهى كه سخن مرا رد كنى ؟ برويد و او را گردن بزنيد » . پس زينب خود را به او آويخت و مانع گرديد . « 2 »
جاى ديگر شام بود و موارد آن متعدد بود :
قطب راوندى مىنويسد : نقل شده است كه چون سر حسين ( ع ) را نزد يزيد ملعون بردند ، در صدد بر آمد كه او را گردن بزند . » « 3 »
از امام صادق ( ع ) نقل شده است كه فرمود : على بن الحسين ( ع ) را به كند و زنجير بسته بودند . پس يزيد ملعون گفت : اى على بن الحسين ! خداى را سپاس كه پدرت را كشت . على بن الحسين ( ع ) فرمود : لعنت خدا بر قاتل پدرم . گويد : يزيد به خشم آمد و فرمان داد او را گردن بزنند . على بن الحسين ( ع ) فرمود : اگر مرا بكشى ، چه كسانى دختران رسول خدا ( ص ) را به خانههاشان مىرساند ، حال آنكه آنهامحرمى جز من ندارند . . . « 4 »
صاحب « الاحتجاج » پس از نقل خطبه سجاديّه و باز گشت امام ( ع ) به منزل مىگويد :
سپس امام ( ع ) خطاب به يزيد فرمود : اى يزيد شنيدهام كه آهنگ كشتنم را دارى ، اگر ناگزير بايد مرا بكشى ، كسى را همراه اين زنان بفرست تا آنها را باز گرداند . » « 5 »
هامش
( 1 ) . تذكرة الخواص ، ص 258 .
( 2 ) . اعلام الورى ، ص 247 .
( 3 ) . بحار ، ج 45 ، ص 200 .
( 4 ) . بحار ، ج 45 ، ص 168 .
( 5 ) . همان ، ص 162 .