تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
دويست دينار نيز بر آن افزود . امام زين العابدين ( ع ) نيز آن را گرفت و ميان تهيدستان تقسيم كرد « 1 » .

سر حسين ( ع ) در دمشق

پيكرش در كربلا آغشته به خون است و سرش را بر نيزه‌ها مىگردانند ؛ سر شريف حسين ( ع ) در استمرار رسالت نهضت حسينى نقشى بسزا داشت . پيش از اين گفتيم كه سر مقدس در دمشق سخن گفت و قرآن تلاوت كرد ؛ و اين بزرگترين حجّت و نيكوترين دليل بر منزلت بلند و مقام والاى آن امام شهيد ، نزد خداى تبارك و تعالى است . معجزهء سر شريف محدود به آنچه گفتيم نبود ، بلكه امور و شواهد ديگرى نيز وجود دارد : بيهقى به نقل از ابو معشر گويد : حسين - رضى الله عنه - با همهء همراهانش - رحمهم الله - كشته شد و سرش را نزد عبيدالله بن زياد بردند و روى سپرى در پيش او نهادند . وى سر را نزد يزيد فرستاد ؛ و او فرمان داد آن را شسته و درون پارچه‌اى نهادند . سپس رويش خيمه‌اى بر پا كردند و پنجاه مرد را بر آن گماشتند . يكى از آنها گفت : من در حالى كه دربارهء يزيد و كشته شدن حسين ( ع ) به دست او فكر مىكردم خوابيدم . در همين حال بودم كه ديدم نورى در داخل ابرى سبز ميان خيمه را روشن كرد . من صداى صيحه اسبان را شنيدم و يك منادى ندا كرد : اى احمد فرود آى . پس رسول خدا ( ص ) همراه گروهى از پيامبران و فرشتگان فرود آمد . آن گاه وارد خيمه شد سر را گرفت و آن را مىبوسيد و مىگريست و به سينه مىچسباند . سپس رو به همراهانش كرد و گفت : ببينيد كه امتم با فرزندانم چه كردند ، چرا به سفارش من دربارهء آنها عمل نكردند و چرا حق مرا نشناختند ؟ خداوند شفاعتم را به آنها نرساند . گويد : در اين هنگام شمارى از فرشتگان مىگفتند : اى محمّد ، خداى تبارك و تعالى سلامت مىرساند و به ما فرمان داده است كه گوش به فرمان و فرمانبردار شما باشيم .
هامش
( 1 ) . الملهوف ، ص 224 ؛ مثير الاحزان ، ص 106 .