كه زينب كبرى ( س ) همه جا پشت سر او مىايستد . از جمله نقل شده است كه يزيد به زينب ( س ) گفت : با من سخن بگو ! فرمود : سخنگو او - يعنى امام زين العابدين ( ع ) - است . « 1 »
آرى ، عمهاش ، زينب كبرى ، نيز پس از او نقش اساسى دارد كه ذكر خواهيم كرد .
امام سجّاد ( ع ) با مشكلات چندى روبرو بود كه بايد بر آنها چيره شود :
1 . طاغوتى به نام يزيد ، زير پوشش خلافت اسلامى ؛ ناچار بايد در حضور همگان رسوا و پرده از پستى واقعى او برداشته مىشد و نزد دوستان و دوستدارانش خرد مىگرديد .
2 . حكومتى خونين زير پوشش دينى ؛ يزيد به آيههاى قرآن استشهاد مىكند و امام ناگزير بايد با آن مقابله كند و در پاسخ به آيههاى قرآنى تمسك بجويد و با تفسير واقعى آن را بيان كند .
3 . تبليغاتى گمراه كننده و جامعهء مسموم ؛ حسين ( ع ) را خارجى معرفى كرده بود ! و بر امام بود كه با همهء اينها با استوارى رو يا رو شود و پدرش ، خودش و اهل بيتش را بشناساند ؛ كه فرزندان رسول خدا ( ص ) هستند ، و اين كار بارها انجام شد .
همهء اين موارد نياز به موضعگيرى قهرمانانه ، شجاعتى علوى و استوارى فاطمى داشت ؛ كه در امام زين العابدين ( ع ) و زينب كبرى ( س ) نمايان بود .
به جاى خودش معلوم خواهد شد كه چه كسى پيروز شد ؟ !
* * * ابن سعد گويد : سپس بار و بنهء باقيماندهء خاندان حسين ( ع ) را نزد يزيد بن معاويه آوردند .
آنان را درحالى كه با ريسمان بسته شده بودند بر وى وارد كردند . چون در مقابلش ايستادند ، على بن الحسين ( ع ) به او فرمود : اى يزيد تو را به خدا سوگند ، دربارهء رسول خدا ( ص ) ، اگر ما را چنين بسته به ريسمان مىديد ، چه گمان دارى ؟ آيا دلش بر ما نمىسوخت ؟ پس يزيد فرمان داد ريسمان را قطع كردند و آثار شكست در وى پديدار شد . « 2 »
هامش
( 1 )
. المناقب ، ج 4 ، ص 173 .
( 2 ) . الطبقات الكبرى ( ترجمه الامام الحسين ( ع ) ) ، 83 ؛ الرّد على المتعصب العنيد ، ص 49 ؛ تذكرة الخواص ، ص 262 ؛ عبرات المصطفين ، ج 2 ، ص 288 ( به نقل از مرآة الزمان ، ص 100 ) ؛ الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 86 ؛ تاريخ دمشق ، ج 19 ، ص 493 ؛ مثير الاحزان ، ص 98 ؛ الملهوف ، ص 213 ؛ جواهر المطالب ، ج 2 ، ص 294 ؛ تسلية المجالس ، ج 2 ، ص 384 ( در اين كتاب آمده است : « . . . نخستين كسى كه نزد يزيد آمد شمر بود كه على بن الحسين ( ع ) را كه دستش به گردنش بسته بود . . . به نزد وى آورد » .