تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
اى كاش پدرانم كه در بدر كشته شدند نالهء كشتگان از دم شمشير خزرج را مىشنيدند ؛ و شادى مىكردند و ديگران را در شاديشان شركت مىدادند و سپس مىگفتند : يزيد ، دست مريزاد ! من از خندف نيستم اگر از رفتار فرزندان احمد ( ص ) انتقام نگيرم ! هاشم پادشاهى را به بازى گرفت و گر نه ، نه خبرى ( از خدا ) رسيد و نه وحيى فرود آمد ! ما انتقام خويش را از على گرفتيم و سوار چونان شير ژيان را كشتيم ؛ و سواران و بزرگانشان را كشتيم و اين با كشتگان ما در بدر برابر شد . « 1 » چند ملاحظه 1 . يزيد در اين مقام به ابيات ابن زبعرى تمثّل جست . اما اصل اشعار را ابن هشام ( متوفاى سال 213 يا 218 ) ، « 2 » محمد بن سلام جمهى ( متوفاى سال 231 ) « 3 » و جاحظ ( متوفاى سال 255 ) « 4 » نوشته‌اند و قديم‌ترين و كامل‌ترينش در سيرهء ابن هشام آمده است . اما ابن زبعرى ؛ ابو سعد ، عبد الله بن زبعرى بن قيس بن عدى بن سعيد بن سهم ، شاعر جاهلى قريش است . او به شدت با مسلمانان مخالف بود . گويند كه او در فتح مكه به سال هشتم اسلام آورد و در سال پانزده هجرى از دنيا رفت . « 5 » خوارزمى به نقل از حاكم گويد : ابياتى كه يزيد بن معاويه انشاد كرد ، متعلق به عبداللّه بن زبعرى است كه در روز احد و هنگام شهادت حمزه و گروهى از مسلمانان سرود ؛ و آن قصيده‌اى بلند است . . . . « 6 »
هامش
( 1 ) . ر . ك . مقتل خوارزمى ، ج 2 ، ص 66 ؛ مقاتل الطالبيين ، ص 119 ؛ الفتوح ، ج 2 ، ص 182 ؛ تذكرة الخواص ، ص 261 ؛ المناقب ، ج 4 ، ص 114 ؛ مثير الاحزان ، ص 101 ؛ تاريخ مدينة دمشق ، ج 19 ، ص 420 ؛ جواهر المطالب ، ج 2 ، ص 299 ؛ الملهوف ، ص 214 ؛ شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 14 ، ص 280 ؛ العقد الفريد ، ج 5 ، ص 139 ؛ نزل الابرار ، بدخشانى ، ص 159 . سبط ابن جوزى در تذكرة الخواص ، ص 261 در اين باره ادعاى شهرت كرده است . ( 2 ) . السيرة النبوية ، ج 3 ، ص 143 . ( 3 ) . طبقات الشعراء ، ص 57 . ( 4 ) . الحيوان ، ج 5 ، ص 564 . ( 5 ) . الاصابة ، ج 2 ، ص 308 ؛ المؤتلف ، ص 132 . ( 6 ) . مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 2 ، ص 74 .