بنا بر نقل ابن هشام پس از سرودن آن شعر توسط عبداللّه بن زبعرى در روز احد ، حسان بن ثابت با قصيدهاى بلند به او پاسخ داد كه مطلعش اين است :
اى پسر زبعرى ، جنگى روى داد كه اگر سنجيده شود برترى در آن از آن ما بود . « 1 »
2 . يزيد بر ابيات ابن زبعرى چيزهايى افزود كه نشان كفر و نا پاكى و بدنهادى اوست و از كفر و كينه قلبى او نسبت به رسول خدا ( ص ) و خاندان پاكش پرده بر مىدارد .
ابن اعثم گويد : سپس اين بيت را از خودش به آنها افزود :
من از نسل عتبه نيستم اگر از رفتار فرزندان احمد انتقام نگيرم . « 2 »
سبط ابن جوزى گويد : يزيد به آن اشعار افزود و گفت :
هاشم مُلك را به بازيچه گرفت . . . . « 3 »
و از او نقل است كه گفت : گويند : يزيد اين ابيات را بر آن افزود :
ديگران را به شادى وا داشتند و سپس از شادمانى پرواز كردند و گفتند : اى يزيد دست مريزاد !
هاشم حكومت را بازيچه گرفت ، و گرنه نه خبرى رسيد و نه وحيى فرود آمد ؛
من از خندف نيستم اگر از بنى هاشم انتقام نگيرم . « 4 »
از اين رو - چنان كه در بحثهاى پيشين گفتيم - بسيارى از عالمان دنياى اسلام با استناد به همين اشعار - و ديگر اعمال زشت او - در برابر اين سركش ملحد موضعى روشن و سخت گرفتند . از جمله مجاهد گويد : او در اين قضيه نفاق ورزيد ؛ و به خدا سوگند كه پس از آن ، همهء لشكريانش او را ترك گفتند . « 5 »
هامش
( 1 ) . به دليل بلند بودن قصيده از ذكر كاملش چشم پوشيديم . جويندگان قصيده مىتوانند به السيرة النبوية ، ج 3 ، ص 143 مراجعه كنند . خوارزمى نيز آن را با همين تفصيل با اندكى اختلاف آورده است ( مقتل خوارزمى ، ج 2 ، ص 66 ) .
( 2 ) . الفتوح ، ج 2 ، ص 182 .
( 3 ) . تذكرة الخواص ، ص 261 .
( 4 ) . عبرات المصطفين ، ج 2 ، ص 315 به نقل از مرآة الزمان ، ص 99 .
( 5 ) . المنتظم ، ج 5 ، ص 343 ؛ الرّد على المعتصّب العنيد ، ص 47 ؛ تذكرة الخواص ، ص 261 ؛ البداية والنهاية ، ج 8 ، ص 194 .