كجا و پيامبر اكرم ( ص ) ، سرور اوّلين و آخرين كجا ؟ يزيد لعين كجا و حسين ( ع ) ، سرور همهء جوانان بهشت كجا ؟ به عبارت كوتاهتر : شجرهء ملعونهء در قرآن كجا و شجرهء مباركهاى كه ريشهء آن ثابت و شاخهاش در آسمان است كجا ؟
يزيد سخن خويش را با مشيّت و قضا و قدر الهى پايان مىبرد ، درحالى كه از آن هيچ نمىدانست . اين سلاح همهء ستمگران است كه همه چيز را به اين نقطه ختم كنند و با ترويج مرام جبرگرايى در چنين مقامهايى ، صداى مخالفان خود را خاموش ، و مردمان ساده لوح را فريب مىدهند .
آرى ، يزيد زمانى به اين موضع انفعالى رو آورد كه آن عمل زشت را مرتكب شد و نسبت به سر سبط پيامبر ( ص ) و ميوهء دل بتول اسائه ادب كرد . از اين رو نوشتهاند كه او اين سخنان را هنگامى گفت كه از سوى ابو برزه اسلمى « 1 » يا ابن حكم « 2 » مورد اعتراض قرار گرفت ؛ و پس از آن به ابيات ابن زبعرى تمثّل جست .
يزيد خود مىدانست كه حسين ( ع ) كيست و در ميان دلهاى مردمان آگاه چه منزلتى دارد .
ابن كثير با اعتراف به جايگاه ابا عبداللّه ( ع ) در چشم مردم مىنويسد : مردم به حسين ( ع ) گرايش داشتند . زيرا او سرورى بزرگ و فرزند دختر رسول خدا ( ص ) بود و در روى زمين ، در آن روز ، كسى به پاى او نمىرسيد . « 3 »
تمثّل جستن يزيد به ابيات ابن زبعرى
خوارزمى گويد : سپس يزيد با چوبدستى ، دندانهاى حسين ( ع ) را آشكار كرد و بر آنها مىزد و مىگفت : . . . پس يكى از اعضاى مجلس وى گفت : چوبدستىات را بردار ! به خدا سوگند بارها ديدهام كه لبهاى محمد ( ص ) در جاى چوب توبود و آن را مىبوسيد . پس يزيد چنين سرود :
اى جغد بد نوا هر چه خواهى بگو كه تو بر كارى انجام شده سوگوارى مىكنى ؛
هر پادشاهى ونعمتى زوالپذير است و مصائب همه را به بازيچه مىگيرند ؛
هامش
( 1 ) . الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 85 ؛ البداية والنهاية ، ج 8 ، ص 197 .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 45 ، ص 131 .
( 3 ) . البداية والنهاية ، ج 8 ، ص 151 .