5 . ابن ابىالحديد معتزلى در ضمن ابياتى كه از پسر زبعرى نقل مىكند ، اظهار مىدارد كه آن اشعار را در وصف جنگ احد سروده است :
اى كاش بزرگانم كه در بدر كشته شدند ، نالهء كشتگان از دم شمشير خزرج را مىشنيدند .
هنگامى كه شترش را در قبا فرود آوردند و كشت و كشتار در ميان قبيلهء عبدالاشل فزونى گرفت .
آن گاه گويد : بسيارى از مردم بر اين باورند كه اين اشعار از يزيد بن معاويه است . يكى از كسانى كه دوست ندارم به صراحت از او نام ببرم گفت : آيا اين بيت از يزيد است ؟ گفتم :
شعر از ابن زبعرى مىباشد و يزيد هنگامى كه سر حسين ( ع ) را برايش بردند بدان تمثّل جست . او به اين اندازه قانع نشد و من برايش توضيح دادم و گفتم : مگر نمىبينى كه گفته است : « نالهء كشتگان از دم شمشير خزرج » و حال آنكه سپاه حسين ( ع ) از خزرج نبودند ؛ و شايسته بود كه بگويد : نالهء كشتگان از دم شمشير بنى هاشم . در اين هنگام يكى از حاضران گفت : شايد آن را در جنگ حرّه گفته است . گفتم : منقول اين است كه آن را در هنگام بردن سر حسين ( ع ) نزد وى گفته است و منقول اين است كه شعر ابن زبعرى است و جايز نيست كه منقول را به چيزى كه نقل نشده است وا بگذاريم . « 1 »
در درستى سخن معتزلى مبنى بر اينكه اصل اشعار از ابن زبعرى است ، هر چند - چنان كه گذشت - يزيد ابياتى بر آن افزود ، ترديدى نيست . همين طور در اينكه هنگام بردن سر حسين ( ع ) نزد وى آن اشعار را خوانده است ، اختلافى وجود ندارد . اما ادعاى وى مبنى بر عدم نقل سرودن اين اشعار در واقعهء حرّه از سوى يزيد درست نيست . ابن عبد ربه اين مطلب را چنين نقل كرده است : مسلم بن عقبه سرهاى اهل مدينه را نزد يزيد فرستاد ؛ چون آنها را در مقابلش افكندند ، آغاز به تمثل جستن به سخن ابن زبعرى در روز احد كرد و گفت :
اى كاش بزرگانم كه در بدر كشته شدند ، نالهء كشتگان از دم شمشير خزرج را مىشنيدند ؛
و شادى مىكردند و ديگران را در شاديشان شركت مىدادند و سپس مىگفتند : يزيد ! دست مريزاد !
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 14 ، ص 280 ؛ و به نقل از آن بحار الانوار ، ج 45 ، ص 156 ؛ عوالم ، ج 27 ، ص 398 .