تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
سبط ابن جوزمى گويد : « عبداللّه بن عمر وراق در كتاب « المقتل » نوشته است كه سر حسين ( ع ) را نزد عبيد اللّه بن زياد آوردند ، به حجامتگرى فرمان داد و گفت : آن را گرد كن . او نيز دست به كار شد و گوشتهاى اضافه ميان سر و گلو و نخاع و گوشتهاى اضافه سر را تراشيد . آنگاه عمرو بن حريث مخزومى برخاست و گفت : اى پسر زياد ، حال كه به مقصود خود دربارهء اين سر رسيدى ، آنچه را از آن جدا كردى به من ده . گفت : آن را چه مىكنى ؟ ! گفت : دفن مىكنم . گفت : بگير ! « 1 » سپس عمرو آن را درون عباى خزى كه با خود داشت نهاد و به خانه برد . آنگاه پس از غسل دادن ، خوشبو كردن و كفن كردن در خانه‌اش آن را دفن كرد . خانه‌اى كه امروز در كوفه به نام « دار الخز » ، خانهء عمرو بن حريث مخزومى مشهور است .

نخستين سرى كه در اسلام حمل شد !

روايات دربارهء نخستين سرى كه در اسلام حمل شد مختلف است . برخى به صراحت مىگويند ، نخستين سرى كه در اسلام بر نيزه شد ، سر امام حسين ( ع ) بود و برخى ديگر تصريح دارند بر اينكه نخستين سرى كه حمل شد ( از شهرى به شهر ديگر انتقال يافت ) ، سر عمرو بن حمق ( رض ) بود . با توجه به اختلاف معناى حمل شدن ، اين روايات با يكديگر در تعارض نيست . در آنجايى هم كه مقصود از حمل انتقال سر از شهرى به شهر ديگر است ، جمع ميان اين روايات ممكن است . به اين ترتيب كه بگوييم : نخستين سرى كه از بنى هاشم حمل شد ،
هامش
( 1 ) . تذكرة الخواص ، ص 233 ، يافعى در مرآة الجنان گويد : « در اين باره چيزهايى نقل كرده‌اند كه از زندقه و فجور بزرگ‌تر است ؛ و آن اينكه دستور داد سر شريف و محترم را گرد كنند ، تا بر نيزه نصب نمايند . مردم از اين كار سر باز زدند ، در اين ميان مردى به نام طارق بن مبارك ، يا درست‌تر بگوييم شوم و نكوهيده ، برخاست و آن را تراشيد . ابن زياد آن را در مسجد جامع نصب كرد و خطبه‌اى خواند كه ذكر آن روا نيست ! « ( مرآة الجنان ، ج 1 ، ص 135 ) .