به همهء ساكنان شرق و غرب عالم تسليت باد و بر محاصرهء حسين كه بر راه راست است ، همه بايد اندوهگين باشند .
كيست كه پيام مرا به پيامبر و دخترش برساند و بگويد كه فرزندشان به چه تنگنايى گرفتار آمده است . « 1 »
از سياق نقل طبرى و به پيروى از او ابن اثير ، چنين بر مىآيد كه ابو ثمامه يكى از پسر عموهايش را پيش از نماز ظهر به قتل رساند . او مىنويسد : « سپس گروهى از پيادگان به حرّ بن يزيد حمله كردند و او به قتل رسيد ؛ و ابو ثمامه صائدى يكى از پسر عموهايش را كه با وى دشمن بود ، كشت ؛ و سپس نماز ظهر را به جاى آوردند . . . » « 2 »
اما درباره چگونگى كشته شدن ابوثمامه و نيز درباره اينكه قاتل وى كه بوده در منابع كهن تاريخى چيزى نيامده است . تنها سماوى در اين باره مىنويسد : « سپس ابوثمامه به حسين ( ع ) ، كه از نماز فراغت يافته بود ، گفت : اى ابا عبداللَّه ، من در صدد پيوستن به يارانم بر آمدهام و دوست ندارم كه تو را دور از خاندانت كشته ببينم و به ميدان نروم . حسين ( ع ) به او گفت : پيش رو كه ما نيز در همين ساعت به تو خواهيم پيوست !
او پيش رفت و آنقدر جنگيد كه به شدت مجروح شد و پسر عمويش ، قيس بن عبداللَّه صائدى كه با وى دشمنى داشت ، او را به قتل رساند و اين ، پس از واقعه كشته شدن حرّ بود . » « 3 »
به نظر مىرسد كه مقرّم نيز اين مطلب را از سماوى گرفته باشد ، آنجا كه مىنويسد :
« ابو ثمامه صائدى به ميدان رفت و آن قدر جنگيد كه به شدت مجروح شد . يكى از پسرعموهايش ، به نام قيس بن عبداللَّه ، در سپاه عمر سعد بود و با وى دشمنى داشت . پس بر وى حمله كرد و او را كشت . » « 4 »
بنابراين ، چه بسا كه سماوى و مقرّم داستان را از منبعى نقل كردهاند كه ما بر آن دست نيافتهايم . به ويژه آنكه آن دو ، شهادت وى را به شخصى به نام قيس بن عبداللَّه صائدى
هامش
( 1 ) - مناقب آل ابى طالب ، ج 4 ، ص 105 .
( 2 ) - تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 328 ؛ ر . ك : الكامل فى التاريخ ، ج 3 ، ص 292 .
( 3 ) - ابصار العين ، ص 121 ؛ وسيلة الدارين ، ص 99 ، شمارهء 1 .
( 4 ) - مقتل الحسين ، مقرّم ، ص 247 . وى منبع نقل خويش را نياورده است !