تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
من بريرم و پدرم خضير است ، از كسى كه اهل خير نيست ، خير مخواهيد . برير پس از به هلاكت رساندن سى تن از نيروهاى دشمن ، خود نيز به فيض شهادت نايل آمد . « 1 » در كتاب تسلية المجالس آمده است كه برير به دشمن حمله مىكرد و مىگفت : « اى كشندگان اميرمؤمنان پيش آييد ، اى كشندگان فرزندان بدريّون پيش آييد ، اى كشندگان فرزندان و بازماندگان پيامبر ( ص ) پيش آييد » « 2 »

شهادت عمرو بن قرظهء انصارى

طبرى مىنويسد : « عمرو بن قرظهء انصارى به ميدان رفت و در دفاع از امام حسين ( ع ) به پيكار پرداخت و مىگفت : جنگاوران انصار مىدانند كه من از قلمرو خاندانم پشتيبانى مىكنم با ضربت جوانى كه خون و خانه‌اش را فداى حسين مىكند . » « 3 »
هامش
( 1 ) - أمالى ، صدوق ، ص 136 - 137 ، مجلس 30 ، حديث شمارهء 1 . ( 2 ) - تسلية المجالس ، ج 2 ، ص 283 ؛ بحار ، ج 45 ، ص 15 . ( 3 ) - تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 113 . سيد بن طاووس در اللهوف ( 162 ) مىنويسد : « آنگاه عمروبن قرظهء انصارى بيرون آمد و از حسين ( ع ) اجازهء ميدان خواست و او اجازه فرمود . او همانند كسى كه مشتاق رسيدن به پاداش اخروى است جنگيد و در خدمت پادشاه آسمان كوشش بسيار كرد ، تا آنكه شمار بسيارى از سپاه ابن زياد را به قتل رساند و پايمردى و جهاد را يك جا به نمايش گذاشت . هر تيرى كه به سوى حسين مىآمد آن را با دست دفع مىكرد و هر شمشيرى كه به سوى ايشان حواله مىگرديد ، آن را به جان خويش مىخريد . او اجازه نداد كه هيچ گزندى به حسين ( ع ) برسد تا آنكه جراحتهاى وارده او را بى رمق كرد . آنگاه رو به حسين كرد و گفت : اى فرزند رسول خدا ( ص ) آيا من به عهد خويش وفا كردم ؟ حضرت فرمود : آرى تو در بهشت پيشاپيش منى . سلام مرا به رسول خدا برسان و بگو كه من نيز به دنبال شما مىآيم . سپس آن قدر جنگيد تا كشته شد . خداى از او خشنود باد . » در مثير الاحزان ( ص 61 ) آمده است : « من از قلمرو شرافت دفاع مىكنم » و « ضربت جوانى كه نمىگريزد . » نيز شيخ ابن نما نوشته است كه منظور وى از عبارت « در راه حسين خون و خانه‌ام را فدا مىكنم » تعريض به ابن سعد بود . چرا كه وقتى امام حسين ( ع ) به پسر سعد گفت كه با من همراه شو ، او گفت : من از خانه‌ام بيمناكم . حسين ( ع ) فرمود : من عوضش را به تو مىدهم . گفت : بر اموالم بيمناكم ! فرمود : من به جاى آن از اموالى كه در حجاز دارم به تو مىدهم . . . ( ر . ك : مثيرالاحزان ، ص 61 و ابصار العين ، ص 156 ) .