تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
و او را نزد عمر سعد ملعون بردند . عمر دستور داد او را گردن زدند و سرش را در سپاه حسين انداختند . مادرش تير خيمه را برداشت و به مبارزه پرداخت ، ولى امام ( ع ) به او فرمود : « اى مادر وهب بنشين كه خداوند جهاد را از زنان برداشته است و تو و پسرت همراه جدم رسول خدا در بهشت هستيد . » « 1 »

شهادت حجّاج بن مسروق مذحجى جعفى

وى مؤذّن امام حسين ( ع ) در وقتهاى نماز بود . او از كوفه آمد و در مكّه مكرّمه به امام ( ع ) پيوست . چون روز عاشورا فرا رسيد و ياران امام ( ع ) پس از حملهء نخست ، يكى پس از ديگرى به ميدان مبارزه رفتند ، حجّاج بن مسروق پس از ابو شعثاء كندى به ميدان رفت و - به روايت خوارزمى و ابن شهر آشوب - اين رجز را مىخواند : اى حسين اى هدايت شده و هدايت‌گر و پيشرو ، ما امروز با جدّت پيامبر خدا ، و پس از آن با پدرت على بلند مرتبه و برادرت امام حسن ، و با صاحب دو بال ، آن جوان شجاع ، و با شير خدا آن شهيد زنده ديدار مىكنيم . « 2 » سپس حمله كرد و جنگيد تا كشته شد . « 3 » وى 25 تن از نيروهاى دشمن را به هلاكت رسانده بود . « 4 » سماوى و مقرّم هر دو نوشته‌اند كه حجّاج بن مسروق پس از گرفتن اجازه ميدان از امام ( ع ) سخت پيكار كرد و سپس نزد آن حضرت بازگشت و اين رجز را خواند : جانم به فدايت اى هدايت شدهء هدايت گر !
هامش
( 1 ) - امالى ، صدوق ، ص 137 ، مجلس 30 ، حديث شمارهء 1 . ( 2 ) - در داستان شهادت زهيربن قين خواهيم ديد كه اين ابيات را او انشاد كرده است ، ولى منعى ندارد كه يك شعر را چند تن از انصار خوانده باشند . ( 3 ) - ر . ك : مقتل الحسين ( ع ) خوارزمى ، ج 2 ، ص 23 . ( 4 ) - ر . ك : مناقب آل ابى طالب ، ج 4 ، ص 103 .