من امروز با جدّت پيامبر و پس از او با پدرت على كه او را جانشين مىشناسيم ديدار مىكنم .
امام حسين ( ع ) به او فرمود : « آرى ، و من نيز پس از تو با آنان ديدار مىكنم . » حجّاج بازگشت و جنگيد تا كشته شد - خداى از او خوشنود باد . « 1 »
شهادت زهير بن قين
طبرى پس از نقل داستان شهادت سعيد بن عبداللَّه مىنويسد : « زهير بن قين به سختى پيكار كرد و اين رجز را مىخواند :
من زهيرم پسر قين و در برابر آنان از حسين با شمشير دفاع مىكنم . . . او همچنين با دست بر شانه حسين مىزد و مىگفت :
پيش رو اى هدايت كنندهء هدايت شده كه ما امروز با جدّت پيامبر خدا و با حسن و على مرتضى و با صاحب دو بال ، آن جوان شجاع و شير خدا ، آن شهيد زنده ، ديدار مىكنيم .
. . . سپس عبداللَّه بن كثير شعبى و مهاجر بن اوس كندى به او حمله كردند و او را به قتل رساندند . » « 2 »
خوارزمى در مقتل خويش گفته است : « حسين ( ع ) در هنگام شهادت زهير گفت : اى زهير ، خداوند تو را رحمت كند و كشندهء تو را همانند كسانى كه آنان را به صورت بوزينه و خوك در آورد ، لعنت كند . » « 3 »
هامش
( 1 ) - ر . ك : ابصار العين ، ص 152 - 153 ؛ و مقتل الحسين ، مقرّم ، ص 253 - 254 .
( 2 ) - تاريخ الطبرى . ج 3 ، ص 328 ؛ و ر . ك : امالى ، صدوق ، ص 136 ، مجلس 30 حديث 1 ؛ انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 403 . در ابصار العين ( ص 166 ) آمده است : « زهير و حرّ به سختى پيكار كردند و هرگاه يكى از آن دو حمله مىكرد و جانش به خطر مىافتاد ، ديگرى حمله مىكرد و او را نجات مىداد . سرانجام حرّ كشته شد و حسين ( ع ) نماز خوف به جاى آورد . چون از نماز فراغت يافت ، زهير پيش رفت و چنان پيكارى كرد كه مانندش ديده و شنيده نشده بود . » ابن شهر آشوب در المناقب ( ج 47 ، ص 104 ) نوشته است : « سپس حسين ( ع ) نماز ظهر را با آنان ، به صورت نماز شدت خوف گزارد ، سپس زهير بن قين بجلى به ميدان مبارزه رفت . » خوارزمى در المقتل ( ج 2 ، ص 23 ) نوشته است كه زهير بن قين بجلى پس از حجاج بن مسروق جعفى به ميدان رفت .
( 3 ) - مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 2 ، ص 24 .