هيأت ديد ، گريست و فرمود : « اى پيرمرد ، خداوند از تو قدردانى كند » . او با وجود كهن سالى هجده تن از دشمن را كشت و سرانجام خود به شهادت رسيد » . « 1 »
او در هنگام مبارزه اين رجز را مىخواند :
كاهل و دودان و خندفيّون و قيس عيلان نيك مىدانند كه قوم من آفت جان هماوردانند . « 2 »
شهادت زياد بن مهاصر كندى
طبرى به نقل از ابو مخنف از فضيل بن خديج كندى مىنويسد : « يزيد بن زياد « 3 » يعنى همان ابو شعثاى كندى - از بنى بهدله - كه تيراندازى ماهر بود ، در برابر امام حسين ( ع ) دو زانو نشست و صد تير انداخت كه جز پنج تاى آنها بر زمين نيفتاد . او در هنگام تيراندازى اين رجز را مىخواند :
من پسر « بهدله » ، قهرمان « عرجله » ام .
در آن حال حسين ( ع ) مىفرمود : « خداوندا ، تير او را به هدف بنشان و پاداش او را بهشت قرار ده ! » چون تيراندازىاش تمام شد برخاست و گفت : « جز پنج تير به خطا نرفت و من يقين دارم كه پنج تن را كشتهام » . وى در شمار كسانى بود كه در حمله نخست كشته شد . . . . « 4 »
پس از آن با شمشير به دشمن حمله كرد و گفت :
من يزيدم و پدرم مهاصر است ، غرّندهتر از شير ژيانم .
هامش
( 1 ) - ذخيرة الدارين ، ص 208 . در مناقب ابن شهر آشوب ( ج 4 ، ص 102 ) آمده است : « پس چهارده تن را كشت . »
( 2 ) - ابصار العين ، ص 100 .
( 3 ) - مفيد در الارشاد ( ج 2 ، ص 83 ) از وى به نام « يزيد بن مهاجر كنانى » ياد كرده است . در تسمية من قتل ( ص 150 ) به نام « يزيد بن زيد بن مهاصر » ، در مثيرالاحزان ( ص 61 ) يزيد بن مهاجر » و در امالى صدوق ( ص 137 ، مجلس ، 30 ، حديث 1 ) « زيادبن مهاصر ( مهاجر ) » ، در الكامل فى التاريخ ( ج 3 ، ص 293 ) « يزيد بن ابى زياد » و در المناقب ابن شهر آشوب از او با نام « يزيد بن مهاصر كندى » ياد شده است .
( 4 ) - تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 33 . نيز ر . ك : الكامل فى التاريخ ، ج 3 ، ص 293 . در اين كتاب آمده است : « او نخستين كس بود كه در حضور امام حسين ( ع ) كشته شد . »