تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
ويران كنم ! زنان شيون كردند و از خيمه گاه بيرون آمدند . امام حسين ( ع ) فرياد زد : اى پسر ذى الجوشن ، آيا آتش مىطلبى تا خانه‌ام را بر سر خاندانم به آتش بكشانى ؟ خداوند تو را به آتش بسوزاند . سپس زهير بن قين همراه ده تن از يارانش حمله كرد و شمر بن ذى الجوشن و يارانش را از خيمه‌ها باز پس راند تا از آنها دست برداشتند . آنان ابا عزّه ضبابى از ياران شمر را نيز از پاى در آوردند . » « 1 »

فرا رسيدن هنگام نماز

همهء منابع تاريخى « 2 » بر اين باورند كه سپاه عمر سعد در نخستين حمله‌اش به سپاه امام ( ع ) ، آنان را از همه سو در محاصره گرفت . سپس با همهء سلاحهايى كه در اختيار داشتند ، به آنان حمله‌ور شد . وضعيت به گونه‌اى بود كه اگر از ياران امام ( ع ) يك يا دو تن كشته مىشدند ، به دليل اينكه شمار آنها كم بود ، به خوبى در ميان آنها نمايان بود . ولى به دليل شمار فراوان سپاه عمر سعد ، كشته شدن يك يا دو نفر مشهود نبود . پنجاه تن از ياران با وفا و مقدس امام ( ع ) به شهادت رسيدند و تا زوال آفتاب جنگ همچنان به شدت ادامه داشت . « ابو ثمامه ، عمرو بن عبداللَّه صائدى ، با مشاهدهء اين وضعيت به امام ( ع ) عرض كرد : اى ابا عبداللَّه ، جانم به فدايتان باد ! مىبينم كه اين مردم به شما نزديك شده‌اند ! به خدا سوگند كه تا كشته نشوم اجازه نخواهم داد كه شما را به قتل برسانند - ان شاء اللَّه . من دوست دارم كه پيش از كشته شدن و رفتن به ديدار پروردگار ، نمازى را كه هم اينك وقتش فرا رسيده است بخوانم ! حسين ( ع ) سر را بلند كرد و فرمود : نماز را يادآور شدى ، خداوند تو را از نمازگزاران و ذكر گويان قرار دهد . آرى اوّل وقت نماز است ! آنگاه فرمود : « از آنها بخواهيد دست از ما بردارند تا نماز بخوانيم . » « 3 »
هامش
( 1 ) - تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 326 . ( 2 ) - براى مثال ر . ك : تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 326 ؛ الكامل فى التاريخ ، ج 3 ، ص 291 ؛ الارشاد ، ج 2 ، ص 105 ؛ مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 2 ، ص 20 . ( 3 ) - تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 326 .
با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 253 | عزت الله مولائی / محمد جعفر الطبسي / عبد الحسين بينش