4 - آقاى مقرّم بر اين باور است كه سخن نخست ايشان ، همان سخنرانى اول ايشان است ؛ « 1 » و حادثهء عبداللَّه بن حوزهء تميمى ، « 2 » و حادثهء محمد بن اشعث ، « 3 » اتفاقى كه براى مسروق بن وائل حضرمى افتاد ، « 4 » سخنرانى زهير بن قين و سخنرانى برير ، همه پس از سخنرانى نخست آن حضرت انجام شد ؛ و بعد سخنرانى دوم ايراد گرديد . آقاى مقرّم مىنويسد : آنگاه حسين ( ع ) بر اسبش سوار گشت ، قرآن را گرفت و بر سر گذاشت و در برابر آن قوم ايستاد و گفت : ميان من و شما كتاب خدا و سنت جدم رسول خدا ( ص ) حاكم است . آنگاه از ايشان دربارهء خودش و شمشير پيامبر كه حمايل دارد و زره و عمامهء آن حضرت پرسيد و همه سخنش را تأييد كردند . آنگاه پرسيد كه چرا اقدام به كشتن وى كردهاند ؟ گفتند : براى اطاعت فرمان امير عبيداللَّه بن زياد ! فرمود : « اى گروه بر گرداب غم در افتيد و به كام مرگ فرو رويد ! » « 5 »
5 - آقاى قرشى نيز چون ما ، بر اين باور است كه امام ( ع ) تنها يك بار سخنرانى كرد و در مقاطع چندى ميانش فاصله افتاد . ولى او نوشته است كه خطبهء زهير و سپس خطابهء برير ميان دو مقطع از سخنرانى امام ( ع ) فاصله افكند . آقاى قرشى نيز مانند آقاى مقرم فرازى را كه خوارزمى روايت كرده يعنى « ستايش خدايى را كه دنيا را آفريد و آن را سراى نيستى و نابودى قرار داد » « 6 » در مقطع اول درج كرده است ؛ و آن را پس از ساكت كردن صداى گريه
هامش
( 1 ) - ر . ك : مقتل الحسين ، مقرم ، ص 227 - 229 . مقرم در متن سخنرانى امام ( ع ) اين عبارات را درج كردهاست : « بندگان خدا از خدا بترسيد و از دنيا بر حذر باشيد . . . » تا پايان آنچه از كتاب زهر الاداب نقل كرده است . پس از آن ، اين فراز را درج كرده است : « اى مردم ، خداوند متعال جهان را آفريد و آن را سراى نيستى و نابودى قرار داد . . . » . اما معلوم نيست كه استناد تاريخى ايشان براى اين گفتهها چيست ؟
( 2 ) - مردى كه اسبش او را به دعاى امام ( ع ) زمين زد و خرد كرد و داخل آتش افروختهء درون خندق افكند ؛ كه داستانش را پيشتر گفتيم .
( 3 ) - مردى كه بر اثر دعاى امام ( ع ) عقرب سياه او را گزيد و با عورت باز مرد ؛ داستانش پيش از اين نقل شده .
( 4 ) - او كسى بود كه به طمع جايزه در صف اول قرار گرفت تا به سر حسين ( ع ) دست بيابد . پس از مشاهدهءرفتار خداوند با ابن حوزه گفت : از اهل اين خاندان چيزى ديدم كه هرگز با آنان نخواهم جنگيد ؛ كه داستانش پيش از اين نقل شد .
( 5 ) - ر . ك : مقتل الحسين ، مقرّم ، ص 230 - 235 .
( 6 ) - ر . ك : حياة الامام الحسينبن على ( ع ) ، ج 2 ، ص 195 - 184 .