تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
خيانتى است كهن در ميان شما ! اصل و فرعتان آن را به ارث برده‌ايد . شما ناپاك‌ترين ثمرهء آنيد . مايهء اندوه بيننده و طعمهء غاصبانيد . آگاه باشيد ! فرومايهء فرزند فرومايه ، ما را بر سر دو راهى كشتن و ذلت قرار داده است . اما پستى از ساحت وجود ما دور است و خدا و رسول و نياكان پاك ، و دامنهاى پاكيزه ، خوارى ما را نمىپسندند و مردان گردن فراز و دلهاى شجاع ، مرگ با عزت را از زندگى با ذلت بهتر مىدانند . آگاه باشيد ! من بدون ياور و با همين شمار اندك با شما مىجنگيم ! سپس سخن خود را با اين ابيات فروة بن مسيك مرادى ادامه داد : اگر ما دشمن را شكست مىدهيم اين روش هميشگى ماست ؛ و اگر هم دشمن ما را شكست دهد ، در حقيقت شكست نخورده‌ايم . ما را ترس فرا نگرفته است ، بلكه اجل ما فرا رسيده و نوبت دولت با ديگران بوده است . اگر مرگ از سر گروهى از مردم در گذرد ، بر در خانهء ديگران زانو مىزند ، همهء بزرگان قوم مرا مرگ به كامش فرو برد ، همان گونه كه نسلهاى پيشين را نابود ساخت . اگر پادشاهان در جهان جاودان مىماندند ، ما نيز جاودان مىمانديم ؛ و اگر پادشاهان باقى مىماندند ، ما نيز باقى بوديم . به آنان كه ما را شماتت مىكنند بگو كه به خود آيند ؛ زيرا به آنچه ما گرفتار شديم آنان نيز دچار مىشوند . به خدا سوگند ، بر شما پس از قتل من جز به اندازه‌اى كه پياده‌اى سوار بر مركب شود نخواهد گذشت ، اينك روزگار مانند سنگ آسيا بر سر شما مىچرخد و شما را چون محور آسياب آشفته مىسازد . اين خبرى است كه پدرم از جدم برايم نقل كرده است . « پس در كارتان با شريكانتان همداستان شويد ، تا كارتان بر شما مشتبه ننمايد . سپس درباره‌ام تصميم بگيرد و مهلتم مدهيد . » « من بر پروردگار خودم و پروردگار شما توكل كردم . هيچ جنبنده‌اى نيست ، مگر آنكه پيشانىاش به دست خداوند است . همانا پروردگار من بر راه راست است . » خداوندا ، نزول
با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 235 | عزت الله مولائی / محمد جعفر الطبسي / عبد الحسين بينش