تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
ايستاده و نشسته زمزمه مىكردند . در آن شب 32 نفر از سپاهيان عمر سعد به آنان پيوستند ؛ « 1 » و روش حسين چنين بود كه نماز فراوان مىخواند و خوى و صفاتش به حد كمال بود . « 2 »

خواب راستين سحرگاهان

سحرگاهان امام حسين ( ع ) پس از زدن چرتى كوتاه بيدار شد و گفت : آيا مىدانيد كه اينك در خواب چه ديدم ؟ گفتند : چه ديده‌اى اى فرزند رسول خدا ؟ فرمود : سگانى را ديدم كه به من حمله كردند تا مرا گاز بگيرند ! و در ميانشان سگى بود خالدار كه بيش از همه به من حمله مىبرد ! گمان دارم كار كشتن مرا مردى پيسى از ميان اين قوم بر عهده گيرد . پس از آن جدم رسول خدا ( ص ) را ديدم در حالى كه گروهى از اصحابش با وى بودند او به من فرمود : فرزندم ! تو شهيد آل محمدى و به اهل آسمان و عرشيان مژده آمدن تو را داده‌اند . بايد امشب به هنگام افطار نزد من باشى . فرزندم بشتاب و تأخير مكن . اين فرشته از آسمان فرود آمده است تا خون تو را درون شيشه‌اى سبز بگيرد ! اين خوابى است كه ديده‌ام . فرمان سر رسيده و كوچ كردن از اين دنيا نزديك گشته است . « 3 »

كسانى كه تا شب دهم در كربلا به امام ( ع ) پيوستند

1 - انس بن حارث كاهلى - صحابى - ( رض )

شرح زندگى نامه وى در وقايع راه ميان مكه و كربلا در وقايع منزلگاه « قصر بنى مقاتل » آورده‌ايم . به آنجا مراجعه شود . « 4 »
هامش
( 1 ) - نام و زندگينامه اينان در فهرست كسانى كه تا شب دهم به امام حسين ( ع ) پيوستند در پايان اين فصل‌خواهد آمد . ( 2 ) - اللهوف ، ص 41 . ( 3 ) - الفتوح ، ج 5 ، ص 181 ، و به نقل از آن مقتل الحسين خوارزمى ، ج 1 ، ص 356 ، با اندكى تفاوت ؛ و ما چون متن خوارزمى آشفته نبود آن را برگزيديم . ( 4 ) - فصل سوم .