حضرت با ديده گريان مىفرمايد : خداوند نمىخواهد كه نسل مرا از دنيا قطع كند ! چگونه آنها موفق به چنين كارى مىشوند و حال آنكه وى پدر هشت امام است . « 1 »
روايتى ديگر
در تفسير منسوب به امام حسن عسكرى ( ع ) آمده است : چون حسين ( ع ) و همراهانش گرفتار آن لشكرى شدند كه او را كشتند و سر مطهرش را با خود بردند ؛ به سپاه خويش فرمود : من بيعتم را از شما برداشتم ، به اقوام و دوستان خويش بپيونديد ؛ و به خاندانش فرمود ! به شما اجازه دادم كه از من جدا شويد زيرا شما به سبب زيادى نيروهاى آنان تاب آنها را نداريد . كسى جز من مقصود آنها نيست . پس مرا با اين گروه تنها گذاريد ، خداى عزوجل ياريم مىكند و رهايم نمىكند چون به من حسن نظر دارد همانطور كه بر پيشينيان پاك داشت . سپاهش از او جدا شدند ، « 2 » ولى خاندان و خويشاوندان نزديكش خوددارى ورزيدند و گفتند : ما از تو جدا نمىشويم . آنچه تو را اندوهگين مىسازد ما را نيز اندوهگين مىسازد . و آنچه به تو مىرسد به ما هم مىرسد و ما تا هنگامى كه با شما همراهيم بر خداوند نزديكتريم .
فرمود : اگر شما خود را براى آنچه من خويش را آماده كردهام ، آماده كردهايد ، بدانيد كه خداوند جايگاههاى با شرافت را به بندگانش در برابر تحمل سختىها مىدهد ؛ و هر چند كه خداوند مرا با پيشينيانم كه من آخرينشان هستم كه در دنيا ماندهام كرامتهايى عطا فرموده است كه تحمل دشوارىها را برايم آسان مىسازد . شما از بخشى از اين كرامتهاى خداوند
هامش
( 1 ) - مدينه المعاجز ، ج 4 ، ص 214 ، حديث شماره 295 و به نقل از آن ، نفس المهموم ، ص 230 - 231 .
( 2 ) - اگر مقصود از سپاهش از او جدا شدند شتر داران و ديگر كسانى باشد كه امام ( ع ) آنان را اجاره كرد ، اشكالى ندارد . ولى اگر مقصود كسانى باشد كه به ايشان پيوستند دو حالت دارد ؛ اگر اين گفت و گو در راه و پيش از منزلگاه زباله يا در آن انجام شده باشد قبول است . زيرا شمار زيادى به ويژه پس از شنيدن خبر شهادت مسلم ، هانى و عبداللَّه يقطر از چپ و راست از گردشان پراكنده شدند . اما اگر مقصود كسانى باشد كه به ايشان بپيوستند و گفت و گو در شب عاشورا انجام شده باشد مسلّم اين است كه هيچ يك از ياران امام از وى جدا نشدند .