فرمود : خداوند به شما پاداش خير دهد ! و برايشان دعاى خير كرد ؛ و بامدادان حسين كشته شد و همه يارانش نيز با او كشته شدند ! « 1 »
قاسم بن حسن ( ع ) پرسيد : آيا من نيز از جمله آنهايم كه كشته مىشوند .
دل امام ( ع ) سوخت و گفت : پسرم مرگ در نظرت چگونه است ؟
گفت : عمو جان ! شيرينتر از عسل !
امام فرمود : آرى به خدا ، عمو به فدايت . تو و پسرم عبداللَّه از مردانى هستيد كه پس از آزمايشى سخت و فداكارى عظيم كشته مىشويد !
قاسم گفت : آيا دشمن به زنان مىرسد ، به طورى كه عبداللَّه شير خوار كشته مىشود ؟
امام فرمود : عمو به فدايت ، عبداللَّه آنگاه كشته مىشود كه جانم از تشنگى به لب مىرسد و به چادرها مىروم و آب و شير طلب مىكنم ولى هرگز نمىيابم ! و مىگويم : پسرم را نزد من بياوريد تا از دهانش بنوشم ! او را مىآورند و در دستانم مىنهند من او را مىگيرم تا به دهانم نزديك كنم ؛ كه ناگاه فاسقى تير به گلويش مىزند و او به ناله مىافتد . كف دستم از خونش پر مىشود و من او را به آسمان بلند مىكنم و مىگويم : خدايا براى خشنودى تو شكيبايى مىورزم ؛ پس نيزههاى دشمن با شتاب سوى من مىآيد در حالى كه آتش در خندق پشت چادرها زبانه مىكشد . من در تلخ ترين وقتها در دنيا به آنان حمله مىكنم و مىشود آنچه خداوند مىخواهد !
او گريست و ما نيز گريستيم و صداى گريه و ناله فرزندان رسول خدا ( ص ) در چادرها بلند شد .
زهير بن قين و حبيب بن مظاهر درباره من ( يعنى امام سجاد ( ع ) ) مىپرسند و مىگويند :
اى سرور ما ! وضعيت سرور ما - اشاره به من مىكند - چه مىشود ؟
هامش
( 1 ) - در اين روايت از زبان امام حسين ( ع ) آورده است : من فردا كشته مىشوم و شما همه با من كشته مىشويد و يك تن از شما نمىماند ! و از زبان امام سجاد ( ع ) آمده است : بامدادان او كشته شد و همه يارانش نيز با او كشته شدند . ولى مشهور خلاف اين است برخى از ياران حسين ( ع ) بودند كه در جنگ روز عاشورا شركت كردند و به شهادت نرسيدند مانند حسن مثنى ، سوار بن منعم نهمى و موقّع بن ثمامه اسدى . مگر اينكه بگوييم اينان در آن گفت و گو و در آن ساعت حضور نداشتهاند يا اينكه مقصود اين خطاب جمع است به نحو تغليب !