اگر خبر اين نامه درست باشد و اين دو راوى مضمون آن را مىدانستهاند ، به گمان قوى خبر آن سه مطلب دروغى كه به امام ( ع ) نسبت دادهاند از مضمون اين نامه ساخته شده باشد ؛ و چنانچه حتى خبر اين نامه درست نباشد ، خبر اول و دوم هر دو از يك منبع دروغ صادر شده است . اكنون جاى اين سؤال است كه بر فرض درستى خبر اين نامه ! انگيزه عمر سعد از بستن چنين دروغى به امام ( ع ) چه بوده است ؟
بدون شك عمر سعد همانند ديگر جنايتكاران سپاه ابن زياد مىدانست كه امام ( ع ) به حكومت سزاوارتر است : همانطور كه مىدانست چنانچه در اين رويارويى كه او فرمانده سپاه اموى است حسين را بكشد ، ننگ و رسوايى هميشگى را براى خود خريده است .
ولى در باطن نيز سخت اسير آرزوى حكومت و نعمتهاى رى بود ! از اين رو نمىدانست كه چگونه از اين تنگنا بيرون آيد ، كه هم مرتكب جنايت قتل حسين ( ع ) نشود و هم حكومت رى را از دست ندهد !
در ميان صفوف سپاه ابن زياد افراد بسيارى مانند ابن سعد بودند كه هم مىخواستند جايگاه و منافع دنيويشان را حفظ كنند و هم در جنايت كشتن حسين شركت نجويند ؛ مانند شبث بن ربعى و بسيارى ديگر . ليكن دلهاى اينان سنگ شده بود - زيرا ضعف روحى و روانى توان اتخاذ موضع درست را از آنان گرفته بود - در نتيجه شيطان بر آنان چيره گشته ، آنها را به ارتكاب زشتترين و فجيعترين جنايتهاى تاريخ وادار ساخته بود ، در حالى كه پندارشان اين بود كه به خواستههايشان از اين دنياى فانى مىرسند ؛ يا آنچه در دست دارند براى آنها مىماند !
از بين رفتن نقشهء عمر سعد توسط شمر
طبرى در ادامه مىگويد : چون عبيداللَّه نامه را خواند ، گفت : اين نامهء مردى است كه خيرخواه امير و دلسوز مردم خويش است ! آرى ، پذيرفتم ! در اين هنگام شمر برخاست