اين نحوهء عمل ، يكى از مسائل مهم و اساسى در طراحى جنگى و بلكه در طرّاحى هر نوع رويارويى سياسى است . زيرا برنامهريزى براساس نيروى نظامى و نه نيروى حقيقى ، نيروى نظامى يا حركت سياسى را در برابر رويدادى ، بزرگتر از حجم واقعى آن قرار مىدهد و چنانچه بر اين نيرو يا حركت ضربهاى كوبنده يا براى مثال شكستى بزرگ وارد آيد ، آن ضربه يا شكست بر سر نيروهاى واقعى وارد خواهد آمد و نيروهاى اضافى كه نيروى حقيقى را احاطه كرده و همراه آن نيروى ظاهرى را تشكيل مىدهد ، در هنگام سختى پراكنده و متلاشى خواهد شد . و چنان كه خصلت و طبيعت اشيا است ، نيروى حقيقى را در برابر ضربه يا شكستى فوق توان قرار مىدهد . از اين رو نيروى حقيقى پيش از دستيابى به اهداف موردنظر درهم كوبيده مىشود و يا به طور كامل از ميان مىرود .
اين در چارچوب تأثير مادى و زمينى است ! اما در چارچوب تأثير معنوى و آسمانى بايد گفت كه امتحان مكرّر نيروهاى ظاهرى و خالص گردانيدن آنان به طورى كه تنها افراد با بصيرت با ارادههاى استوار باقى بمانند ، موجب افزايش مراتب و منزلت اخروى آنان در نزد خداوند متعال مىگردد . زيرا سرافراز بيرون آمدن از امتحان موجب پاداش و رستگارى و ارتقاى آنان است و خداوند رحمت خويش را به هر كس بخواهد اختصاص دهد و خداوند توانگر و داناست .
11 - بطن عقبه « 1 »
ديدار امام با عمرو بن لوذان
طبرى گويد : « آنگاه رفت تا به بطن عقبه رسيد و در آنجا فرود آمد . ابو مخنف گويد :
لوذان ، يكى از بنى عكرمه برايم گفت كه يكى از عموهايش از حسين ( ع ) پرسيد :
به كجا مىروى ؟ و حضرت پاسخ داد . گفت : تو را به خدا سوگند ، بازگرد . به خدا كه جز
هامش
( 1 ) - عقبه ، منزلگاهى است در راه مكّه ، پس از واقصه و پيش از « قاع » براى كسى كه به مكّه مىرود ، و آن آبى است متعلق به بنى عكرمة بن وائل ( معجم البلدان ، ج 4 ، ص 134 ) .