آگاه باشيد ، كوفيان بر مسلم بن عقيل ، و هانى بن عروه يورش برده آنان را كشتهاند . برادر رضاعى مرا نيز كشتهاند . هركس از شما كه دوست دارد ، بى هيچ منعى بازگردد ، ما بر او پيمانى نداريم !
مردم از او جدا شدند و چپ و راست را در پيش گرفتند . تا آن كه فقط يارانى كه از مكّه با وى آمده بودند باقى ماندند . قصد امام ( ع ) اين بود كه ماندن اشخاص از روى بصيرت باشد . « 1 » يا آن كه دوست نداشت بدون هدف مشخّص او را همراهى كنند . او مىدانست كه هرگاه براى آنان روشن شود ، جز كسانى كه قصد يارى رساندن و مردن همراه وى را دارند ، باقى نخواهند ماند . « 2 »
آرى ، اين سنت و شيوهء قيام رهبران الهى است . آنان نيرو و ياور فراوان را دوست دارند ، ولى نه هر يارى و با هر كيفيّتى ، بلكه ياران ربّانى « 3 » را مىخواهند . آنهايى كه به اجراى فرمانهاى الهى سخت پايبندند ؛ آنان كه فرمان الهى را براى انجام وظيفه اجرا مىكنند ، نه براى رسيدن به نتيجه ! قلبهاشان از همهء تعلقات و وابستگىهاى دنيا پاك است و آن را براى اطاعت خداوند پاك كردهاند . تنها چيزى كه قلبهاشان را به خود مشغول داشته است كسب رضاى الهى است و بس .
چنين نيروهاى ربانى ، همانهايى هستند كه رهبران ربانى مىكوشند تا در قيام خويش بر شمار آنها بيفزايند .
از ديگر شيوههاى رهبران ربّانى اين است كه براى آزمايش پيروان خود از هر فرصتى استفاده مىكنند تا از تعلقات دنيوى و طمع و دودلى پاك شوند و از آلايشهاى دروغين تصفيه گردند و تنها برگزيدگانى خالص ( نيروى حقيقى ) باقى بمانند و رهبر ربّانى نوع رويارويى و شيوه پيكار با دشمن را بر پايهء وجود آنها طرّاحى مىكند !
هامش
( 1 ) - مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 1 ، ص 328 .
( 2 ) - تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 290 .
( 3 ) - قرآن كريم دربارهء آنان فرموده است : چه بسا پيامبرانى كه خدا دوستان بسيار همراه آنان به جنگ رفتندو در راه خدا هرچه به آنان رسيد سستى نكردند و ناتوان نشدند و سر فرود نياوردند و خدا شكيبايان را دوست دارد ( آل عمران ، ( 3 ) ، 146 ) .