مىگويد : « آيا از موضع كنونىام پى نمىبرى كه من از آنهايم » ، عثمانى بودن او را چه در گذشته و چه حال به طور مطلق نفى مىكند . وانگهى سكوت عزره پس از اين پاسخ ، كاشف از دست كشيدن وى از تهمت عثمانى بودن زهير است . دقت كنيد .
5 - اندك تأمّلى در گفتههاى زهير و سخن همسرش و موضع وى نشان مىدهد كه زهير و همسرش حقّ اهلبيت را مىشناختند و قلب آن دو از دوستىشان آبادان بود .
مثل اين سخن زهير به همسرش - طبق روايت سيد ابن طاووس - « آهنگ همراهى با حسين ( ع ) را دارم تا جانم را در راهش فدا كنم و با روحم او را حفظ كنم . » و همسرش در پاسخ مىگويد : « خداوند يار و ياور تو باشد و برايت خير گرداند . از تو مىخواهم كه در قيامت نزد جدّش از من شفاعت كنى ! » يا اين سخن زهير به همسرش - طبق روايت دينورى - « من جان خود را مهيّا ساختهام تا با حسين كشته شوم » ، و سخن او خطاب به يارانش :
« هركس از شما كه دوستدار شهادت است بماند . » و نقل روايت سلمان فارسى براى آنان - طبق روايت ارشاد - « آنگاه كه سررور جوانان آل محمد ( ص ) را ديديد از جنگيدن در ركاب آنان نسبت به آنچه امروز به دست آوردهايد ، خوشحالتر باشيد » !
اين سخنان زهير جاى تأمل بيشتر دارد : « من جان خود را مهيّا ساختهام تا با حسين كشته شوم » ، هركس از شما كه دوستدار شهادت است بماند ، و گفتار همسرش : « از تو مىخواهم كه در قيامت نزد جدّ حسين ( ع ) از من شفاعت كنى » ! و سخن زهير به ياران :
« هر كدامتان كه دوست دارد با من بيايد ؛ و گرنه اين آخرين ديدار است ! » موارد ياد شده نشان مىدهد كه اين خاندان بزرگوار ، آگاه بودند كه در اين سفر حسين ( ع ) همراه اهل بيت و يارانش به شهادت مىرسد .
اين در هنگامى بود كه نشانههاى شكست ظاهرى و بىوفايى كوفيان در افق پديدار نبود ، و خبر قتل مسلم بن عقيل و هانى بن عروه و عبداللّه يقطر به امام ( ع ) نرسيده بود .
اين خود كاشف از آن است كه زهير به كار امام حسين ( ع ) توجه داشت و اخبار مربوط به آيندهء حركت و قيامش را دنبال مىكرد ، حتماً اگر فرض كنيم كه زهير نيز مانند ديگر مردم
با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 191
مساهمون: شيخ محمد جواد طبسي
ص١٩١